در ضبط نام نويسنده تاريخ مجدول كه مولانا منهاج سراج كرده است ، با آنچه مؤلف مجمل راست ، اختلافى است ، كه يكى ( محمد ) و ديگرى ( محمود ) نوشته ، ولى اين اختلاف جز وى را نمىتوان مدار ظنى پنداشت ، كه عمادى طبقات را از عمادى مجمل بيگانه گرداند .
طبقات كنيت وى را ( ابو القاسم ) و نام پدرش را ( على ) ضبط كرده ، ولى مجمل بدون ذكر اسم محضه ، نسبت وى را به ( سنجرى و غزنوى ) تصريح نموده و نخستين ( امام ) را با نام پسر ، ولى دومين با اسم پدر ضم كرده است ، كه روايتين را با يك ديگر اختلاف اساسى موجود نيست ، و بايد گفت كه مقصد هر دو مؤلف شخص واحدى بود ، كه تاريخى را املا كرده بود ، دكتور محمد ناظم نويسندهء حيات و اوقات سلطان محمود نيز در ذكر مآخذ و منابع كتاب خويش بدين فكر رفته است و شايد از تحقيقات بار تولد خاور شناس مأسوف عليه بدين فكر افتاده باشد [ ( 1 ) ] نگارندهء اين سطور چند سال پيش نسخهيى از كتاب البلدان ابى بكر احمد بن محمد المعروف بابن الفقيه الهمدانى را در كابل ديد ، كه نسختى بود ، در كمال ثقت ، و از سياقت نوشته و كاغذ آن پديد بود ، كه چندين قرن پيشتر نوشته شده ، در آخر آن كتاب مخطوط قديمى ورقى چند با جداول شنجرفى به نظر آمد ، كه تاريخ دودمانهاى پادشاهان و سلاطين عرب و عجم را از اقدم عصور تا دورهء آل محمود در برداشت . نگارنده دران وقت بدين فكر نيفتاد ، كه دربارهء آن اوراق تحقيقى كند ، و يا سراپا آن را نقل بگيرد ، فقط جدولى چند از ان كتاب برداشت ، و در يادداشتهاى خويش ثبت گردانيد ، و اكنون از ان كتاب خبرى ندارد ، كه در كجاست ؟ و بدست كى افتاده ؟
اكنون كه در ضمن تحقيق و كنجكاوى تاريخ مجدول بدان ياد داشت نياز افتاد ، و با آنچه صاحب مجمل از املاى امير عمادى برداشته مقابلت گشت ، معلوم شد ، كه اوراق مذكوره حصهيى از تاريخ مجدول عمادى است ، چه در اغلب مطالب با ضبط صاحب مجمل مطابقت دارد ، و سياقت كتابين از هم دور نيست ، اين اتفاق ظن نويسنده را
هامش
[ ( 1 ) ] حيات و اوقات سلطان محمود : ص 4 -