تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
هيئت رسالت نيز رفته بود و در اوقات فتوحات معز الدين در هنده يك هزار و دويست مرد تولكى را قيادت مىكرد ، كه در قلعه تبرهنده با قاضى ضياء الدين موصوف همراه و همباز بود [ ( 1 ) ] و همين شخص است كه ابن اثير نام كامل او را قاضى مجد الدين عبد المجيد بن عمر معروف بابن القدوه مىنويسد ، و گويد كه در مجلس غياث الدين غورى وى را با امام رازى اتفاق مناظره افتاد ، و او در مسجد از امام رازى شكايت به عوام مسلمين برد ، و شهر را بر امام شورانيد ، تا غياث الدين ناچار فخر رازى را به قلعهء هرات روانه كرد . [ ( 2 ) ] ديگر شخصى كه ازين خاندان از گفتهء خود مؤلف مىشناسيم خال ( برادر مادر ) وى قاضى جلال الدين مجد الملك احمد عثمان است كه از رجال ادارى اواخر عهد غورى است اين شخص در دوران فتور چنگيزيان در حدود ( 617 ه ) حاكم نيشاپور و خواجه و متصرف آنجا بود ، و از دست تولكيان و قرابتيان خودش شهيد گشت [ ( 3 ) ] اگر اسم خال مؤلف را تحليل كنيم و مطابق برسم آن زمان جلال الدين و مجد الملك را القاب بشماريم بايد احمد نام خودش و عثمان نام پدرش باشد و درين صورت مىتوان گفت : كه عثمان جد مادرى مؤلف بود . در همين اوقات برخى از اقارب و اخوال مؤلف كه غالبا بايد اقارب مادرى وى باشند در تولك بودند و همه در جهاد دفاع وطن از حملات چنگيزيان دخلى و دستى داشتند كه مؤلف هم با آنها همراه بود [ ( 4 ) ] خاندان اجداد مادرى و اخوال مؤلف همه در خدمت درگاه سلاطين غور بودند . و مخصوصا دختر سلطان غياث الدين كه ماه ملك نام بود و بلقب جلال الدنيا و الدين ملكه بس فاضلى بود ، و در جمال و عفت و زهادت در همه دنيا مثل نداشت با اين خاندان علمى لطفى و شفقتى داشت و والدهء مؤلف با او هم شير و هم مكتب بود و خود مؤلف هم در حجر عنايت و حرم عصمت ملكه پرورده شده بود [ ( 5 ) ] پس مادر مؤلف هم با ملكات حرم سلطانى محشور وزنى بود مكتب ديده . و از خاندان ثقهء
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 19 ذكر معز الدين و طبقه 13 ذكر غياث الدين [ ( 2 ) ] احوال مولاناى رومى بحواله اين امر حوادث 695 ( رك : 75 ) [ ( 3 ) ] طبقه 23 حديث واقعات غور و غرستان و فيروز كوه [ ( 4 ) ] ايضا [ ( 5 ) ] طبقه 17 ذكر حاجى علاء الدين محمد
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 238 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج