تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
در ظل رأفت و حمايت او بود ، و آن عالم نحرير رسالهء بهائيه را باسم او كرده است ، و همچنين شيخ الاسلام و ملك العلماء جلال الدين در عهد او بمنصب شيخ الاسلامى خطهء بلخ رسيد [ ( 1 ) ] مولانا سراج الدين محمد منهاج كه سر آمد فضلاى عصر ، و رجال نامور در بار سلطان غياث الدين بود ، و در علم و بلاغت و سياست و امور مملكت دارى آيتى بود ، مورد نظر اين سلطان قرار گرفت و وى را در سر به باميان طلب داشت ، و درين وقت مؤلف طبقات در سن سه سالگى بود ، مولانا بدعوات متواتر و سرى بهاء الدين كه انگشترين فيروزه نقش سام بر ان ثبت كرده به نزديك مولانا فرستاده بود ، از غزنه به باميان رفت ، و اين سفر پيش از جلوس بهاء الدين سام ( 587 ه ) واقع گشت كه در آنوقت پدر بهاء الدين در ولايت ( بلوران يا بلروان يا پروان ) بود ، خدمت مولانا را در اين جا دريافت ، و امكان نگهداشت ، و اعزاز مولانا بنمود و كلمات روح افزاى و مذاكرهء دل گشاى او ديده و شنيده بود ، و ذوق آن در طبيعت پادشاهى مانده ، ميخواست تا از مايدهء نعمت كلام مولانا نصيب تمام گيرد . . . . [ ( 2 ) ] معلوم مىگردد ، بعد ازين سفر كه مولانا را بحضور بهاء الدين سام پسر سلطان باميان از غزنه اتفاق افتاده ، پس به حضرت فيروزكوه و دربار سلطان غياث الدين بر گشته باشد ، زيرا بعد از در گذشتن سلطان شمس الدين ، چون بسال ( 587 ه ) سلطان بهاء الدين سام پسرش بر تخت باميان نشست ، بكرات و مرات مولانا را طلب فرمود ، و تفويض جمله مناصب شرعى را تكفل فرمود ، و انگشترى خاصه بفرستاد ، مولانا از حضرت فيروز كوه بى اجازت سلطان غياث الدين به حضرت باميان رفت ، و چون بدان جانب رسيد ، اعزاز بسيار يافت ، و كل مناصب آن مملكت چون قضاى ممالك و انقطاع دعاوى حشم منصور و خطابت ممالك و احتساب با كل امور شرعى و دو مدرست با اقطاع و انعام وافر ، بمولانا مفوض فرمود [ ( 3 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] طبقه 18 - ذكر بهاء الدين سام [ ( 2 ) ] طبقه 18 ذكر بهاء الدين سام [ ( 3 ) ] طبقه 18 - ذكر بهاء الدين سام