و در طاهر آباد پشتهايست كه بالاى آن مقابر نيز ديده مىشود چنين به نظر مىآيد ، كه امام عبد الخالق جوزجانى بايد شخص عالم و متقى باشد ، چه كلمهء امام كه مؤلف با نام وى مىنويسد ، برين صفات دلالت دارد ، چون امام عبد الخالق سيد نبود ، بايد عالم و فقيه و متقى باشد اين امام و عالم را از بطن همان ملكه كه دختر پادشاه غزنه بود ، پسرى به دنيا آمد ، كه بنام جد مادريش « ابراهيم » ناميده شد ، و اوقات زندگانى وى را ثلث اول سدهء ششم تخمين مىكنيم كه به اين حساب بايد پسرش مولانا منهاج الدين عثمان در ثلث ميانهء قرن ششم ، و پسر وى مولانا سراج الدين محمد اعجوبة - الزمان در ثلث آخر قرن ششم تا آغاز ( 600 ) زندگانى داشته باشد [ ( 1 ) ] از اشاراتى كه مؤلف در كتاب خود در موارد متعدد نوشته ، چنين برمىآيد ، كه اين دودمان از اوايل و رود خود بغزنه در بين درباريان و رجال بزرگ آن عصر به نظر احترام ديده شده و اجداد وى مناصب و مشاغل رسمى و حكومتى داشتند ، فرزند ابراهيم كه مولانا منهاج الدين عثمان باشد و جد پدرى مؤلف است ، در عصر خلافت المستضيء باللّه ( 566 - 575 ) به سفر حج و زيارت كعبه رفت و چون به بغداد رسيد از حضرت خليفه باحترام پذيره گرديد ، و تشريف دار الخلافه پوشيد ، چنانچه مؤلف گويد :
« و جد پدرى تشريف دار الخلافه پوشيده بود ، بوقت رفتن سفر قيله » [ ( 2 ) ] . . . . . بعد از ين سفر مولانا منهاج الدين عثمان از راه سيستان به غزنه و لوهور برگشت و مؤلف ما به دربار سيستان در حضرت ملك شمس الدين بن ملك تاج الدين ابو الفتح طاهر ( اواخر قرن ششم ) ذكرى از وى كند ، چون مولانا منهاج الدين عثمان عالم نامور و دانشمند عصر بود ، و اين پادشاه را نيز با اين طايفه محبتى بود ، بنابران مولانا را به حضرت خويش پذيرفت ، و امر داد تا تذكيرى بفرمايد ، و به عواطف فراوان نوازش كرد [ ( 3 ) ] ولى بودن او در لاهور معلوم نيست كه براى چه بود ؟ و چه وظيفه داشت ؟ و چه قدر مدت در آنجا مانده است ؟ فقط همين قدر مىتوان گفت ، كه بعد از سفر قبله از راه
هامش
[ ( 1 ) ] زيرا مؤرخين يك قرن را براى سه نسل حساب ميكنند
[ ( 2 ) ] طبقه 4 - ذكر المستضيء
[ ( 3 ) ] طبقه 14 - ذكر ملك شمس الدين نمبر ( 3 )