تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
داد ، و مشروحى [ فرمود ] ( و ) هر سال [ ( 1 ) ] ده هزار جيتل و يكباره ديه انعام فرمود ، و چون نسخهء تاريخ به خدمت الغ خان [ ( 2 ) ] معظم رسانيده شد ، خان اعظم [ ( 3 ) ] خلدت دولته ، بيست هزار جيتل نقد [ ( 4 ) ] و ماهى صباحى [ ( 5 ) ] و يك دسته سنجاب ، و يك دسته روباه فرستاد . و اين قطعه به شكر آن نعمت او [ ( 6 ) ] گفته شد ، و بر ظهر نسخت خانى [ ( 7 ) ] نوشته آمد [ و قطعه اين است ] .

قطعه

شهريار جهان الغ خان آنك [ ( 8 ) ] * خان البريست [ ( 9 ) ] و شاه يمك [ ( 10 ) ] هر كه از حضرتش قبولى يافت * بيش [ ( 11 ) ] هرگز نگشت رو بفلك پيش او كيست حاتم طائى * نزد او چيست يحيى برمك
هامش
[ ( 1 ) ] مط : سالى [ ( 2 ) ] اصل : الوخان [ ( 3 ) ] مط : خان معظم الغ خان [ ( 4 ) ] مط : چيتل معدود - چيتل مسكوكى بود كه ( 20 ) آن يك دام مىشده ، و چهل دام يك روپيه بود . ( فرهنگ ستنگاس ) [ ( 5 ) ] در مط و راورتى چنين است ، در اصل : مائى صاجى است ، نويسندهء عاجز صورت صحيح اين عبارت را نيافت ، راورتى گفته : نشان و علامت اعزازى كه شهزادگان و اشخاص بزرگ استعمال مىكردند ، شكل ماهى بران نقش بودى كه آن را « ماهى مراتب » نيز گفتندى . [ ( 6 ) ] مط : قطعه در شكر آن انعام گفته ، [ ( 7 ) ] اصل : حالى ، [ ( 8 ) ] در اصل خوب خوانده نميشود ، و چنين باشد : شهريار جهان ، الوخان آنك [ ( 9 ) ] مط : البرزيست ، ولى البرى چنانچه گذشت قبيلهء بود از ترك ، كه الغ‌خان از ان طايفه بود ، در اصل و راورتى ( البرى ) است بنابران البرزى مط قابل اعتمادى نيست [ ( 10 ) ] در مط سمك آمده كه در اين جا معنى ندارد ، در راورتى و اصل يمك است ، و اين صحيح‌تر به نظر مىآيد ، وى گويد : كه بقرار بيان يكى از جغرافيون قديم ، يمك نام شهرى و ناحيتى بود ، كه به زيبائى زنان شهرت داشت ، و پادشاه ايغور را هم به اين نام خواندندى - برهان قاطع و غياث اللغه گويد : كه يمك بفتحتين نام شهريست حسن خيز و نام پادشاهى بود . [ ( 11 ) ] مط : پيش ، اصل و راورتى : ببش ، راورتىMOREترجمه كرده .