تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
و يك كرت شكسته شده است تا عاقبت كار [ او ] بكجا رسد ، انشاء اللّه تعالى كه فتح و نصرت مسلمانان را باشد ، و يكى از بندگان اطراف چنين روايت كردند ، كه هلاؤ ( به ) دوزخ رفت و در شهر رى بجاى او پسر هلاؤ [ ( 1 ) ] نصب شده است ، و اللّه اعلم .

حديث ديگر كرامت مسلمانان ميافارقين

ثقات چنين روايت كردند ، كه پسر ملك بدر الدين لؤلؤ موصلى در ميان لشكر پسر هلاؤ بود ، و آن جنگها و قهر مغل ، و نصرت غازيان ميافارقين مشاهده مىكرد ، و در تعجب آن حال مىماند ، و از مدد آسمانى شگفتش مىآمد ، تا شبى جمال ( مبارك ) خواجهء عالم صلى اللّه عليه و سلم را بخواب ديد ، كه بر بارهء قلعهء ميافارقين ايستادستى [ ( 2 ) ] و دامن مبارك خود گرد آن قلعه در كشيده و مىگويد هذه القلعة فى امان اللّه تعالى و امانى معنى چنان باشد كه اين قلعه در پناه خداى تعالى است و در پناه [ ( 3 ) ] نبوت من كه محمدم . پسر ملك بدر الدين لؤلؤ ، از هيبت اين خواب بيدار شد ، همه روز درين فكر بود ، كه آن خواب عجب خوابى است ، حال تعبير اين چه باشد ؟ شب دوم و شب سيوم عين اين خواب ديد ، ( بغايت ) رعب و سهم و هيبت بر ظاهر و باطنش غالب شد ، روز سيوم با خواص خود باسم شكار برنشست [ ( 4 ) ] و از لشكرگاه كفار جدا شد ، و به طرف بلاد خود رفت ، جون پدرش را معلوم شد ( فرمان فرستاد ) [ اين ] كه مرا و بلاد ( مرا ) در هلاك [ و تلف ] انداختى ( اين ) حركت و مخالفت چرا كردى ؟ به هيچ وجه ترا در پيش خود نگذارم . پسر بدر الدين لؤلؤ به نزديك پدر پيغام فرستاد ، كه من با محمد الرسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم ، جنگ نتوانم كرد ، و حال چنين بود ، و تمام خواب باز نمود ، و به طرف ديگر برفت ، و تا بدين تاريخ حال او ، و پدرش [ را چيزى ] معلوم نشد ، و اللّه اعلم [ ( 5 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : در شهر رى پسر هلاؤ بجاى او نصب شده است . وفات هولاكو در مراغه در زمستان شب يكشنبه 19 ربيع الآخر 663 ه بود ، و در اين وقت كه مؤلف اين طبقه را در 658 ه در دهلى مينوشت ، هولاكو زنده بود ( ديده شود مجمل فصيحى 2 / 332 و جامع التواريخ 2 / 736 ) [ ( 2 ) ] مط و مب : ايستاده دست و دامن [ ( 3 ) ] مط و مب : حفظ [ ( 4 ) ] مط و مب : بنشست [ ( 5 ) ] در نسخه مب بعد ازين ( فصل در تقرير الخ . . . ) كاملا خذف شده و از آخر همين فصل سطور ( چون ذكر ، انقراض الخ . . . ) را گرفته و به بيان ( التاسع بر كاخان الخ . . . ) پرداخته‌اند ، بنابران همين فصل تنها يا مط مقايلت يافت ، و همين فصل در ترجمهء راورتى هم نيست