تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بسيار بدست آورد . يك كرت و دوم كرت [ ( 1 ) ] ازين جنس دليرى مىكرد ، و عيارى مىنمود چون چنگيزخان از ولايت كيرى [ ( 2 ) ] بجانب تركستان شد . و پسر خود اكناى را به طرف غور فرستاد ، ( و ) اكتاى ميان فيروزه‌كوه و غزنين آن زمستان مقام كرد ، و لشكر بهر طرف فرستاد ، چنانچه به تقرير انجاميده است ، ابكه نوئين [ ( 3 ) ] را كه امير ده [ ( 4 ) ] هزار مرد منجنيقى بود ، نامزد حصار اشيار كرد ، آن جماعت بپاى ( آن ) قلعه آمدند و جنگ پيوستند و مدتها جنگ كردند ، و چون ديدند ، كه گرفتن آن حصار از غايت استحكام و مردان دلير ممكن نيست ، مدت پانزده ماه بنشستند ، و اللّه اعلم ، و كار بر اهل حصار بواسطه قلت علوفه تنگ آمد ، تا علوفه و گوشت بود ، خرج مىكردند ، چون ازين بابت علوفه نماند كار به جائى رسيد ، كه هر كه كشته مىشد و يا مىمرد ، گوشت او ميخوردند ، تا به حدى [ رسيد ] كه هر كس مرده و كشته خود [ را ] به جهت خوردن و قديد كردن نگاه ميداشت [ ( 5 ) ] و بعضى چنين روايت كردند و العهدة على الراوى [ ( 6 ) ] كه در قلعهء اشيار ، زن مطربى بود ، مادرى داشت و كنيزكى ، مادرش بمرد ، مادر را قديد كرد ، و كنيزش بمرد ، او را هم قديد كرد ، و گوشت هر دو بفروخت ، چنانچه او را ازين دو مرده ، دويست و پنجاه دينار ، زرعين حاصل شد ، عاقبت او هم بمرد ، چون مدت پانزده ماه برآمد ، اهل قلعه به قدر سى مرد ماند [ ه بود ] ند . محمد مرغزى [ ( 7 ) ] را بگرفتند و شهيد كردند ، و سر او را بنزديك لشكرگاه مغل انداختند ، بر اميد خلاص خود چون لشكر مغل آن حادثه ( را ) بديدند ، يك بار جنگ پيش بردند ، قلعه را بگرفتند ، و جمله را شهيد كردند ، و درين مدت قلاع غرستان [ ( 8 ) ] را همه بكشادند ، و دل از قتال فارغ كردند ، چنانچه در شهور سنه تسع [ و ] عشر و ستمائة ، جمله قلاع غرستان [ ( 8 ) ] گشاده گشت « ملك تعالى ابواب نصرت و ظفر بر بندگان دولت سلطان ناصر الدين ابو المظفر محمد بن السلطان مفتوح داراد بمحمد و آله [ ( 9 ) ] »
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : يكدو كرت . [ ( 2 ) ] راورتى : كبرى ، چند صفحه پيش شرح آن گذشت ( رك : 40 ) [ ( 3 ) ] اصل : ايكه ، مط و مب : ايله نوين طورى كه در حديث خراسان بار دوم گذشت ابگه به صحت نزديك است [ ( 4 ) ] اصل : دو هزار [ ( 5 ) ] مط و مب : ميداشتند [ ( 6 ) ] اصل : قى الراوى [ ( 7 ) ] راورتى : مرغنى [ ( 8 ) ] مط و مب و راورتى : غرجستان [ ( 9 ) ] كلمات بين « . . . » در مب نيست .
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 143 | عبدالحى حبيبى / منهاج سراج