تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
چون از كار هرات فارغ شدند ، و هرات را خراب كردند ، لشكر مغل دو فوج شدند ، يكى [ ( 1 ) ] به طرف سيستان برفت ، سعدى چربى و ديگر نوينان [ ( 2 ) ] بزرگ بر سر آن لشكر . و يك فوج ديگر بپاى حصار قلعهء كاليون آمد [ ند ] و در قلعه لشكرگاه كرد [ ند ] و آن قلعه حصنى است ، كه در دنيا باستحكام [ ( 3 ) ] آن حصار موضعى نيست ، چه ( در ) بلندى و رفعت ، و چه در حصانت . و لفظ كتب [ و ] استادان عالم [ ( 4 ) ] در مسالك و ممالك جمع كرده‌اند ، برين [ ( 5 ) ] وجه [ ذكر آن قلعه ] آورده‌اند ، كه « احصن حصون الدنيا و احسنها » كاليون حصارى است : كه از پاى شهر هرات تا بپاى آن قلعه هر كه روان شود ، بيست فرسنگ ، روى در بالا و رفعت ميبايد رفت ، تا بپاى آن حصار رسند [ ( 6 ) ] و چون بپاى آن حصار رسيده شود . يك فرسنگ ديگر در بالا بايد رفت ، تا بپاى سنگ آن قلعه رسد ، كه بارهء حصار ، بر ( سر ) آن سنگ است ، و بلندى [ ( 7 ) ] سنگ [ او ] به قدر يك هزار ذراع يا زيادت باشد روى آن سنگ مثل ديوارى است ، كه بر رفتن هيچ جانور [ ى ] بران ممكن نگردد ، مگر حشرات ارضى را ، و بران سنگ صحن به قدر چهار تير پرتاب يا زيادت باشد ، و هفت چاه آب در ان قلعه در سنگ خارا حفر [ ه ] كرده‌اند ، و در هر يك چندان آب زاينده باشد ، كه هرگز بخرچ نقصان نگردد ، و در ميان قلعه ميدانى بس بزرگ بود ، و پسران ابو بكر كه پهلوانان سلطان محمد بود [ ه ا ] ند ، دو پهلوانان نامدار ، و دو [ ( 8 ) ] زنده پيل [ ( 9 ) ] كارزار ، كوتوال [ ( 10 ) ] ( آن ) قلعه بودند . ثقات چنين روايت كردند : كه هر دو برادر در رجوليت و عيارى نامدار و اميران حصار بودند ، و هر دو برادر در بلندى قامت چنان بودند كه وقتى كه دست در ركاب سلطان ( محمد ) زده ، ، بطوف ميرفتند ، سر ايشان از سر سلطان ( محمد ) يكسر بالاتر بودى [ ( 11 ) ] و درين حوادث اختيار الملك دولت يار طغرائى ، كه يكى از فرماندهان ممالك خوارزم شاهى
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : يك فوج به طرف [ ( 2 ) ] اصل : سوسان [ ( 3 ) ] اصل : حصنى است كه در دنيا نباشد به مستحكم آن حصار موضعى نيست ؟ [ ( 4 ) ] مط و مب : و لفظ كتب استادان كه در علم مسالك [ ( 5 ) ] مط و مب : بدين [ ( 6 ) ] مط و مب : رسد [ ( 7 ) ] مط و مب : بلندى آن سنگ [ ( 8 ) ] مط و مب : با دو [ ( 9 ) ] مط و مب : ژندپيلان [ ( 10 ) ] مط و مب : كوتوالان [ ( 11 ) ] مط و مب : سلطان محمد برابر بودى