هند آيد ، تا او را [ ( 1 ) ] از طرف طمغاج [ و تنكت ] مسرعان خبر آوردند ، كه خانان تنكت [ ( 2 ) ] و طمغاج عصيان آوردند ، و آن مملكت نزديك است ، كه از دست ( او ) برود ، بضرورت از كوهپايهاء كيرى [ ( 3 ) ] مراجعت كرد و آن كوهها همه برف گرفته بود ، فرمود : تا برف ميروفتند ، و از پشتهء [ ( 4 ) ] بلاد غزنين و كابل ، به طرف تركستان و كاشغر باز رفت ، و از كيرى در عين زمستان ا [ و ] كتاى را با لشكرها ( ى مغل ) به طرف غور و خراسان فرستاد ، اوكتاى بموضعى آمد ، ميان [ ( 5 ) ] غور و غزنين كه آن را پل آهنگران [ ( 6 ) ] گويند ، نزديك فيروز كوه و [ از ] آنجا لشكر گاه كرد ، و سعدى چربى ، و منكده چربى [ ( 7 ) ] و چند [ ( 8 ) ] نوئين ( ديگر را با لشكر گران ) نامزد سيستان كرد و ابكه نوئين [ ( 9 ) ] را كه منجنيقى خاص چنگيزخان و ده هزار مغل منجنيقى در خيل او بود ( ه اند ) نامزد حصار اشيار [ ( 10 ) ] غرستان [ ( 11 ) ] كرد والجى [ ( 12 ) ] نوئين را نامزد جبال غور و هرات كرد فى الجمله بهر طرفى از اطراف غور و خراسان و سيستان شحنگان و حشمها نامزد شد ، و تمامى
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب : اما او را
[ ( 2 ) ] در برخى از نسخ خطى مط : ننكت هم بوده ، و در اصل تنكب هم آمده ولى تنكت بضم كاف شهرى بود از شاش در ماوراى سيحون ( مراصد ص 99 )
[ ( 3 ) ] كذا در مط و مب و اصل شرح آن در تعليقات آخر كتاب خوانده شود ( 40 )
[ ( 4 ) ] كذا در اصل و مط و مب : راورتى اين كلمه را به منطقه و ناحيه ترجمه كرده ، و گويد كه در برخى از نسخ شعب است ، و در بعض ( شيته ) و پشته يا ( سته ) هم آمده ، ولى پشته يعنى طرف واپسين و پشت بلاد كابل و غزنين هم درست خواهد بود ، و ممكن است از راه اقصاى لغمان و صافى و تگاب از دامنههائى هندوكش گذشته باشد . كه شمال شرقى كابل است و اين مطلب چند صفحه بعد باز از طرف مولف تصريح شده و به تعبير بلاد پشت ذكر شده است به آنجا رجوع شود .
[ ( 5 ) ] اصل : كه در ميان
[ ( 6 ) ] آهنگران شهر معروفى بود ، مقر سلاطين سورى غورى ، كه در بين جغرافيون مشهور و تاكنون هم بقاياى آن به همين نام پديدار است ولى اين كلمه در اصل خوب خوانده نمىشود
[ ( 7 ) ] مط و مب و راورتى : جزبى ، راورتى از نسخ خطى منكدهو ، و منكده را به دو صورت مىآورد .
[ ( 8 ) ] مط و مب : جند نوين ، ولى جند اسم نبوده و طورى كه راورتى ترجمه كرده عدد مجهول است
[ ( 9 ) ] كذا در اصل و راورتى ، مط و مب : ايكه نوين
[ ( 10 ) ] شاهان غرجستان را شار مىگفتند كه معاصر بودند با سامانيان و غزنويان ، مؤلف اين كلمه را باصول عربى جمع كرده و اشيار نوشته
[ ( 11 ) ] مط و مب و راورتى : غرجستان
[ ( 12 ) ] كذا در اصل مط و مب و راورتى ، ولى مورخين ديگر اين نام را ايل چيكداى ( ايلچيگتاى ) نوشتهاند ( حبيب السيزج 3 ص 16 و غيره )