تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
چون چنگيزخان سلطان جلال الدين را باب آب سند منهزم گردانيد ( و ) ساور بهادر [ ( 1 ) ] را با اوكتاى بغزنين فرستاد تا شهر غزنين را خراب كرد ، و خلق را از شهر بيرون آورد و شهيد گردانيد ، و بعضى را اسير كرد [ ( 2 ) ] چنگيزخان از كنارهء آب سند در عقب اغراق [ ( 3 ) ] مسلمانان كه لشكر بسيار و مرد بىشمار بود ( ند ) بر طرف كيرى [ ( 4 ) ] برفت ، و فلاع كيرى و كوهپايه ( ها ) را بكشاد ، و مسلمانان را شهيد كرد ، و مدت سه ماه بولايت گيرى مقام كرد ، و از آنجا رسولان به خدمت سلطان ( سعيد ) شمس الدنيا والدين ( طاب ثراه ) فرستاد ( و ) بران [ ( 5 ) ] عزيمت ميبود : كه لشكر به طرف هندوستان آرد ، و از راه قراجل [ ( 6 ) ] و كامرود [ ( 7 ) ] به زمين چين باز رود ، فاما چندانچه شانه ميسوخت و ميديد ، اجازت نمىيافت ، كه به زمين
هامش
[ ( 1 ) ] در اصل و مط و مب كذا . راورتى شاور مىنويسد و گويد ، كه در دو نسخه ساور بسين مهمله نيز آمده [ ( 2 ) ] مط و مب : اسير گرفت ، [ ( 3 ) ] اصل : اعراب ، مط و مب : عراقيان مسلمان ، راورتى : اغراقى ، طورى كه گذشت به استناد جهانگشاى جوينى ( ج 2 ) و غيره همين اغراق درست است . [ ( 4 ) ] كذا در اصل و مط و مب ، شرح آن در تعليقات آخر كتاب خوانده شود ( ر : 40 ) [ ( 5 ) ] مط و مب : و بدان [ ( 6 ) ] كذا در اصل و راورتى ، مط و مب : فراجل ، راورتى گويد : كه ابن بطوطه اين اسم را قراچال آورده و چون در نسخ قديمه ( چ ) فارسى را به ( ج ) ابجد مىنوشتند بنابران قراجل نسخ طبقات هم قراچل ( قراچال ) است ، اگر كسى بر كنار چب درياى اندوس ( سند ) برود تا جنوب پايتخت كشمير يك عدهء قراه و شهرها را مىبيند ، كه در مقابل اين نواحى كشمير سلاسل جبال قراچل واقع است ، و البيرونى آن را جبال بلور مىنامد ، كه از آن راه به دو روزه سفر به تركستان ميتوان رسيد - و شهرهاى اين كوهسار گلگت و استوره‌چيلاس است [ ( 7 ) ] در تمام نسخ كامرودست ، و راورتى گويد ، كه مولف ما سلسلهء جبال هيماليا را به اين نام ذكر مىكند ، البيرونى در قانون مسعودى جبال قامرون را فاصل بين چين و هند مىشمارد ، كه نام آن در كتاب الهند ( قامرد ) هم ضبط شده ( ص 11 - منتخبات قاون مسعودى ) و به ظن غالب ( كامرود ) مؤلف ما هم بايد همين باشد ، كه ابن بطوطه ( كامر ) نوشته و گويد : سلسله كوه‌هاست ، كه به چين و تبت مىپيوندد ، نويسندگان هندى اين نام را كامر ، كامروپ ، كامرد ، كانورا هم ضبط كرده‌اند . ( آئين اكبرى ) و همين قامرون البيرونى را مؤلف حدود العالم نيز در ممالك مشرق هندوستان ذكر مىكند ، كه پادشاه آن را هم قامرون مىگفتند ( حدود العالم ص 41 - 42 ) ولى اين تطبيق احتمالى و ظنى است ، و اللّه علم .