مغل با اقلان چربى [ ( 1 ) ] بدر شهر فيروزكوه آمدند ، و مدت بيست و يك روز جنگهائى سخت كردند ، و بران شهر دست نيافتند ، و نامراد مراجعت كردند .
و چون فصل زمستان بود ، برف بر جبال [ ( 2 ) ] غور باريدن گرفت ( و ) لشكر [ چنگيزخان ] مغل از خراسان روى بما وراء النهر نهادند ، و آن لشكر كه در غور بود ، به قدر بيست هزار سوار بود ، [ مغل و مرتد ، و گذر ايشان بر پايهاء حصار تولك بود ] در مدت هشت ماه و چند روز ، بپاى قلعه فوجى از ايشان بتاختى [ و ] غازيان قلعه تولك ، و اين داعى كه منهاج سراج است ، در ميان غازيان ، با كفار جهاد مىكردند ، چنانچه كفار را امكان نزديك شدن قلعه و حصار نه بودى رحم اللّه الماضين ، مدت هشت روز آن بود ، كه تمامت روز لشكر مغل بپاى حصار [ ( 3 ) ] مىگذشت ، ثقات چنين تقرير كردند ، كه اسيران مسلمان ، بدست كفار چندان بودند كه براى خاصه چنگيزخان دوازده هزار دختر بكر ، برگزيده بود ، و با خود مىبرد ، خلصهم [ ( 4 ) ] الله من ايديهم ، و دمر اللّه الكفار بقهره و قدرته [ ( 5 ) ]
حديث عبره كردن [ ( 6 ) ] چنگيزخان ملعون [ ( 7 ) ] از آب جيحون
چون ربيع الاول سنه ثمان و عشر و ستمائة درآمد ، لشكرهاى مغل ، كرت ديگر نامزد اطراف خراسان و غور و غرستان [ ( 8 ) ] شد ، و چون لشكرهاى مغل را گذر بر قلعه نصر كوه طالقان مىبود و غازيان آن قلعه رجوليت و جان سپارى مىنمودند ، و اين حديث بسمع چنگيزخان ميرسيد ، و لشكريكه بپاى آن قلعه آمده بودند ، دست نمييافتند و امكان فتح نبود ، چنگيزخان به جهت گرفتن آن قلعه ، از آب جيحون عبره كرد ،
هامش
[ ( 1 ) ] اصل : چربى مط و مب و راورتى جزبى
[ ( 2 ) ] مط و مب : بر قبايل غور
[ ( 3 ) ] مط و مب : زير پاى
[ ( 4 ) ] اصل : خاصهم
[ ( 5 ) ] اصل : قدره
[ ( 6 ) ] مط و مب : عبور كردن ،
[ ( 7 ) ] مب : اين كلمه ندارد
[ ( 8 ) ] مط و مب غرجستان ( ر : 29 ) .