تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
و قلاع غرستان [ ( 1 ) ] به عميد ابى پهلوان شروان [ ( 2 ) ] و قلاع غور بملوك [ ( 3 ) ] غور سپرد ، و شهر فيروزكوه بملك مبارز الدين شيرازى [ ( 4 ) ] داد ، و قلاع [ ( 5 ) ] تولك بامير حبشى نيزه‌ور ، مفوض فرمود . و در هر قلعه و شهر ( ى ) يكى را از معارف ملوك ترك ( و غورى ) و تاجيك نصب كرد . چون سلطان محمد خوارزم شاه ، به طرف مازندران بهزيمت رفت ، و لشكرهاى اسلام ، پريشان شد ، چنگيزخان از ضبط بلاد سمرقند فارغ شد ، و سوار در عقب سلطان محمد روان كرد ، لشكرهاى ديگر ، به اطراف خراسان نامزد شد [ ( 6 ) ] و ارسلان خان قيالق [ ( 7 ) ] كه مسلمان بود ، به قدر شش هزار سوار مسلما ( نا ) ن داشت ، همه عجمى ، با طولان جربى [ ( 8 ) ] و لشكر مغول ، بپاى حصار ولخ طخرستان فرستاد [ ( 9 ) ] و خود با لشكر قلب از سمرقند بپاى قلعهء ترمذ آمد ، و جنگ پيوست ، و بعد از چند روز ( كه مسلمانان ترمذ ) جنگها ( ى ) بسيار كردند ، و مغل بسيار را بدوزخ فرستادند ، و مسلمان بسيار شهيد شدند ، اهل حصار ترمذ را به سنگ منجنيق عاجز گردانيدند ، و آن قلعه را بگرفت ، و جمله را شهيد كرد . و از آنجا لشكرهاى مغل ، به طرف خراسان و غور و غزنين فرستاد ، و هر لشكر كه به طرف خراسان مىفرستادند ، ممر ايشان [ ( 10 ) ] بر نصر كوه طالقان
هامش
[ ( 1 ) ] مط و مب و راورتى : غرجستان ( ر : 29 ) [ ( 2 ) ] كذا فى الاصل ، مط : عميد ابى سهلان شيران ، مب : عميد ابى مهلان شيران ، راورتى شيران ، عميد ( سردار ) ابو سهلان ، وى گويد كه ابو سهلان قبيلهء عربى است ، و درين اوقات به كنارهاى جيحون برخى از قبايل عرب ميزيستند . [ ( 3 ) ] مط و مب : به ملك غور [ ( 4 ) ] كذا فى الاصل ، مط : برداى ، كه در حاشيه بحواله نسخ خطى سردارى و شيرازى هم آمده ، در راورتى و مب سبزوارى است . [ ( 5 ) ] مط و مب : قلعه ، [ ( 6 ) ] مط و مب : كرد [ ( 7 ) ] مط و مب : فيالق ، اصل ، قبالق ، ولى راورتى گويد ، كه قيالق از قبايل ترك است كه قرلغ هم ازين طايفه مىباشد . [ ( 8 ) ] اصل : عجمى به اطراف حربى . مط و مب : عجمى طولان و جزيى ، راورتى : عجمى با طولان جزبى ، از روى ضبطهاى مختلف نسخ به صورت تخمينى تصحيح شد ، طولان شايد علمى باشد ، و چربى همان كلمه‌ايست كه شرح داده شد . [ ( 9 ) ] مب : بلخ تخارستان ، ولى در مط و راورتى ولخ تخارستان آمده ، كه شرح داده شد ، و طخرستان املائى است از كلمهء طخارستان كه برخى از جغرافيون اين طور هم ضبط كرده‌اند [ ( 10 ) ] اصل : هم ايشان