قريهء كن نقل مكان فرموده و از آنجا به طرف خاك اروپ روانه شدند و صدر اعظم بشرف التزام ركاب مبارك نايل بود و نهايت خدمتگزاريها كرد و شرح جزئيات آن مسافرت در سفرنامهء همايونى جداگانه مشروحا نگاشته شده درينجا محتاج بتكرار بعض جزئيات نيست .
بعد از سياحت اعليحضرت شهريارى در ممالك اروپ در روز غره رجب - المرجب با سلطان عثمانى وداعى فرموده به طرف ايران روان شدند ، روز چهاردهم بانزلى شرف ورود ارزانى فرمودند ، در غياب موكب همايونى بفرنگ شاهزاده فرهاد - ميرزاى معتمد الدوله مرحوم در دار الخلافهء طهران نيابت سلطنت مستقله و حكومت داشتند و آنمرحوم بالطبع مرد لجوج و عنودى بود و از تربيت و مدنيت جديد عارى و عامى و هميشه طالب آن بودند كه احتسابى در كار نباشد و ايشان استبداد در حكومتها داشته باشند و ميخواست بهرجائى كه حكومت كند خون اهالى را در شيشه نمايد و مردم بيچاره را بدون اذن از دربار همايونى بقتل رساند تا متمولين و بزرگان بلدى كه او حكومت دارد بترسند و صندوقخانهء او را معمور سازند . وضع و طرز صدارت حاجى ميرزا حسينخان مشير الدوله منافى سليقهء او بود لهذا شاهزاده معتمد الدوله القاء بعضى شبهات كرد و با بعضى از وزرا و رجال دولت كه در طهران بودند و بواسطهء عدم استقلال از صدر اعظم كدورت داشتند همدست شد و آنچه مشهور است تقويت يكى از سفراى دول اروپ مقيم ايران هم مزيد بر علت گرديد . باالاجماع در تخريب كار صدارت كوشيدند و بشاهزادگان و امرائى كه در سفر فرنگ در ركاب مبارك همايونى بودند بواسطهء تلگرافات رمز و نوشتجات معاهده كردند و اين قبيل نوشتجات را محمد ابراهيم خان پيشخدمت مرحوم عليقلى ميرزاى اعتضاد السلطنه بيك بهانه بيوجهى باسلامبول آورد و كاغذهاى معتمد الدوله و سايرين را بشاهزادگان و امراى ملتزمين ركاب رسانيد .
در ورود بانزلى بعضى از شاهزادهها و امرا باصطبل مباركه پناه بردند و در همانروز رجال دولت كه در طهران بودند بقصر نياوران بدر خانه نواب عليه انيس الدوله دامت شوكتها رفتند و كلا اظهار كراهت از صدارت حاجى ميرزا حسينخان نمودند . در ورود
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٦٩