روز به جهت انجام اين امر مهم در ميدان رفته طورى با مردم مهربانى و عطوفت ميكرد كه پدران در حق فرزندان آن مهربانى نداشتند لامحاله چندين كرور نفوس را از هلاكت نجات داد ساير اعيان هم ببزرگى و فتوت او اقتدا كرده هركدام به قدر امكان بمردم احسان ميكردند .
درين سنه حاجى ميرزا حسينخان مشير الدوله صدر اعظم بجميع حكام تعليقه مشروحى نگاشت كه دينارى برعايا احجاف نكنند و باسم تفاوت عمل و استصوابى و ساير عنوانات مختلفه دينارى مأخوذ ندارند . اين تعليقه بهر ولايتى كه رفت مردم آنجا آسوده ميشدند و حكام و رؤساى تلگرافخانه مجبور بودند كه بايد اين تعليقه را در مساجد جامعهء ولايات قرائت نمايند كه جميع رعايا اصغا كنند . از اين گونه احكام زياد صادر كرد و هيچگونه از حكام قدرت تخلف نداشتند - حكام بلاد در پاى تلگراف فقط اسم حسين را كه ميديدند ديگر از قوت و قدرت بيرون ميشدند ، جاى اشتباهكارى و عذر نبود ، اغلب تلگرافات او بحكام به اين مضمون بود ( از قراريكه مذكور شد فلان مبلغ نقد را باسم فلان تقصير از فلان مظلوم گرفتهايد اين تقصير حق جريمه ندارد بايد آن مبلغ را در حضور فلان پيشواى آنجا در ملاء عام به آن بيچاره رد كنى اگر تخلف بنمائى بموجب اين حكم از حكومت معزول بوده اهل شهر باخراج شما مأذونند و هيچ جاى عذر نيست ) حاكم آن بلد چون اين حكم را ميخواند فورا اطاعت ميكرد و اگر رئيس تلگرافخانه تقلبى و سازشى با حاكم مينمود و اين حكم را در ملاء عام قرائت نميكرد بانواع عقوبات گرفتار ميشد و مكرر رؤساى تلگرافخانه در سر اين كار معزول شدند . به نحوى سد طرق ميكرد كه بهيچوجه كارى از پيش نميرفت و عذر احدى مسموع نميشد .
سنهء هزار و دويست و نود صدر اعظم محض تشييد بناى اتحاد ايران با ساير دول چنان صلاح ديد كه بندگان اقدس همايون روحنافداه بعزم سياحت فرنگستان بممالك اروپ تشريففرما شوند و بعض قواعد آنجا را ملاحظه فرموده تا بيشتر از پيشتر اسباب آسايش اهالى ايران را فراهم آرند و قواعد تازه به كار برند لهذا روز شنبه بيست و يكم شهر صفر موكب مسعود همايونى از طهران بعزم سياحت فرنگستان در
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٦٨