سنهء هزار و دويست و هشتاد و هشت ميرزا يوسف مستوفى الممالك استعفا از وزارت ماليه نمود ، حاجى ميرزا حسينخان مشير الدوله در وزارت عدليه خود طرح صدارت ريخت تنظيمات حسنه و قوانين مستحسنه قرار داد هر روز قانون تازه ايجاد كرد محض انتظام عمل فرمان همايون بجميع ولات و حكام رفت كه ديگر هيچ مقصرى را آنها نكشند ، فقط بحبس ايشان اقدام نمايند و اثبات و ايضاح تقصير او را بتوسط مشير الدوله بعرض رسانند كه حكم آن از ديوانخانه عدالت عظمى صادر شود . مشير الدوله در انجام اين كار منت بزرگى بدولت دارد كه از اقدام و اهتمام او درين عمل طورى شد كه ديگر حكام نتوانستند مثل سابق مردم را ببهانهجوئى بكشند و بتهمت اراقهء دم نمايند در همين سنه هزار و دويست و هشتاد و هشت مشير الدوله را بلقب سپهسالار اعظم مفتخر فرموده اختيار سردارى كل قشون ايران با او شد و طورى انتظام در امور داد كه از همگان و همگنان گوى سبقت ربود .
در همين سنهء هزار و دويست و هشتاد و هشت چون مراتب كفايت او مشهود حضور همايونى شد او را صدارت عظمى دادند و بصدر اعظم ملقب شد صورت فرمان صدارت او با شرح تكاليف صدارت و تكاليف حكام و امرائى كه صدر اعظم نگاشته است در مآثر السلطان از مجلدات مرآت البلدان ضبط است هركس خواهد رجوع به آنجا كند .
يكى از بدبختيهاى صدر اعظم چنان اتفاق افتاد كه در سال صدارت او براى اهل ايران آفت قحط و غلا دست داد و خشكسالى سال گذشته باعث ترقى اجناس شد و كار بر مردم سخت آمد و همگى بستوه شدند مردمان مغرض صدارت حاجى ميرزا حسينخان را براى خود ناميمون شمردند و پارهاى وجود او را بفال بد گرفتند باينجهت وجود اين صدر غلت صدور و علت قلوب شد و او مبغوض گرديد و حاجى ميرزا حسينخان صدر اعظم به جهت اعانت قحطزدگان بقدرى بذل و كرم كرد و بطورى دينار و درم داد كه هر روزه مردم در ميدان مشق طهران جمع شده هريك مجانى نانى ميگرفتند و بسا روز شد كه پنجهزار تومان بگدايان پول ميداد و ابتداى
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٦٧