بطهران احضار شده بود از درجه وزيرمختارى و ايلچيگرى مخصوص ارتقاء جسته رتبهء سفارت كبرى يافت و باز باسلامبول مأمور شد و او را سفير كبير خواندند كه در روابط دوستانهء دولتين عليتين و ساير امور هرگونه رائى دهد ممضى و مجرى باشد .
اين سفير در سفارت بىنظير بوده است قبل از وى جماعت ايرانى در اسلامبول نهايت عجز و بيچارگى را داشتند ولى در عهد سفارت او طورى قوى شدند كه در هر امرى عثمانى مغلوب ايرانى ميشد . حاجى ميرزا حسينخان از زرنگى و چالاكى كه داشت با عالى پاشاى صدر اعظم و شيخ الاسلام طورى حركت كرده بود كه هرچه منظورش بود به عمل ميآورد و غالب تبعهء دول فرنگ كه در عثمانى تجارت داشتند حتى خود عثمانيها هم محض اينكه در زير سايهء بيرق ايران آسوده باشند تا پنج شش و ده هزار ليره تعارف ميدادند و ( باشبرد ) رعيتى ايران را ميگرفتند ، در هيچيك از نقاط ممالك عثمانى سابقا معمول نبود كه از شيعيان و تبعهء ايران مهر نماز در جلو بگذارند و در سفارت او اين كار رواج يافت و در شهرهاى عثمانى حتى در خود اسلامبول مجالس روضهخوانى متداول كرد ، بلكه در عاشورا هم دستهبندى و عزادارى نمود . در سال بعد كه موكب همايونى در عراق عرب توقف داشت به حكم حاجى ميرزا حسينخان مشير الدوله به خواهش مؤذنين در بالاى گلدستهها اشهد ان عليا ولى اللّه و حى على خير العمل گفتند و هنوز هم اينعمل خير در آنجا متداول است . در سفارت اسلامبول ظاهر شرع را حفظ ميكرد و محض همراهى و جذب قلوب عثمانيان در ايام رمضان با آنها نماز تراويح ميخواند . هيچ سفيرى مثل او نام نيك پادشاه خود و حقوق ملت ايران را حفظ نكرد . اين بنده نگارنده در زمان مراجعت از فرنگ ده روز در اسلامبول در سفارتخانهء ايران مهمان حاجى ميرزا حسينخان بودم در حضور عثمانيها وقتى كه اسم مبارك پادشاه ايران بميان ميآمد مثل اسماء جلاله تعظيم آن اسم مينمودند .
سنهء هزار و دويست و هشتاد و هفت كه بندگان اعليحضرت شهريارى روحنافداه
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: محمد حسن خان اعتماد السلطنه
ص٢٦٥