تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
را تا خروارى چهل تومان در قفقازيه و گرجستان ميفروختند و منافع آن هرقدر بود با ميرزا صادق تقسيم ميكردند و در همان زمان با اسراى عثمانى كه پاشايان بودند در تفليس كمال محبت و همراهى را كرد و از آنوقت عثمانيان با او دوست و متحد بودند . سنهء هزار و دويست و هفتاد و پنج مرحوم فرخ خان امين الملك ( امين الدوله ) از اقامت اسلامبول و سفارت آنجا بطهران آمد ميرزا عبد الرحيمخان بمنصب كارپردازى اول باقامت تفليس مأمور گرديد و ميرزا حسينخان بمنصب وزير مختارى و اقامت اسلامبول مأمور شد و بخلعت همايونى سرافراز گرديد و چند سالى درين سفارت نهايت تدبيرات مفيده به كار برد و هر روزه اسباب اتحاد فيما بين دولتين عليتين فراهم ميآورد و از طرفين نشانهاى مخصوص سلطنتى و دولتى گرفته بجانب اين دو سلطان اسلام ابلاغ و ارسال ميداشت بلكه از براى وزراى اين دو دولت هم نشانها و هدايا تحصيل كرده بهر دو جانب تبليغ ميكرد اين سفير بىنظير بقدرى ميل بارتباط و دوستى ما بين ايران و عثمانى داشت كه ميخواست ما بين اين دو خانواده سلطنت وصلتى در ميان آرد باينمعنى كه يكى از كرايم سلطنت ايران را براى يكى از شاهزادگان عثمانى به عقد درآورد و يكى از صباياى سلطان عبد العزيز خان را براى حضرت و الا اميركبير كامران ميرزاى نايب السلطنه بنكاح درآورد دولت عثمانى به اين فقره راضى شده بود اما رجال دولت ايران بپاره‌اى ملاحظات داخله راضى باينمواصلت نشدند بهرحال ميرزا حسينخان در تأليف و تحبيب تا به اين درجه اصرار داشت كه ميتوان اين شعر را دربارهء او نگاشت :
لو شاء من رقة الفاظها * الف بين الماء و النار
سنه هزار و دويست و هشتاد حاجى ميرزا حسينخان موقتا از اسلامبول بطهران آمد و در سلك اجزاء دار الشورى منسلك گرديد و در همين سفر در خصوص وصلت خانواده سلطنت عثمانى و ايرانى مذاكرات كرد ولى انجام نگرفت در هشتم ذيقعده اين سال باز بمقر مأموريت خود يعنى بسفارت اسلامبول رفت حامل و مبلّغ بعضى تحف و هدايا شد كه بحضور سلطانى برساند . سنهء هزار و دويست و هشتاد و پنج كه حاجى ميرزا حسينخان مشير الدوله موقتا