تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
بود ولى دو جهت داشت كه به مقصود نرسيد و بنايش ناتمام ماند . اول جهتى كه باعث عدم پيشرفت او شد يكى اين بود كه علم و تربيت او در ايران نقصان داشت و بيشتر اوقات در ممالك عثمانى نشوونما يافته بود چون بايران آمد خواست سبك عثمانيان را در ممالك محروسه معمول دارد ولى خيال آنمرد بزرگ صورت نگرفت و نتيجه به عكس بخشيد اولا بايد دقت كرد براينكه عثمانيان در تقليد بفرنگيان چه بهره و صرفه بردند كه باعث نجاح و فلاح آنها باشد و ثانيا ما كه مقلد عثمانيان ميشديم چه بهره ميبرديم آنوقت مثل آن بود كه كسى تقليد از پيشواى نادانى نمايد و كورى عصاكش كور ديگر شود قوانين عثمانى كه سرمشق حاجى ميرزا حسينخان بود در امور پلتيكى كمال نقصان را داشت علاوه بر اين خود ميرزا حسينخان هم بعمق همان پلتيك ناقص عثمانيان هم برنخورده هرچه از آنها ديده و شنيده بود سطحى بود . جهت ديگرى كه حاجى ميرزا حسينخان نتوانست خيالات خود را اجرا بدارد آن بود كه هواپرستى و مقاصد شخصى درنظر داشت و بيشتر اوقات بهواى نفس حركت ميكرد ناچار چنين كسى از مطلب دور ميافتد و سررشته‌اش از دست ميرود كه نميتواند مطالب و مقاصد مهمه را بانجام رساند . اين صدر به ظاهر امور بيشتر مقيد بود تا به باطن كار ، بعبارة اخرى بحقه‌بازى و شعبده‌سازى زيادتر مايل بود تا بحقيقت و معنويت . مادام كه صدر اعظم بود دينارى باسم رشوه از احدى نگرفت اما بعد از عزل از صدارت مجددا كه سپهسالار شد تا زمان وفات نهايت حرص را داشت بنا را باخذ رشوه گذاشت چنانچه در همان اوان وكالت ايالات خراسان با او بود و در موقعى كه بنا شد چند دست خلعت از براى امراى خراسان و سركردكان آنسامان بفرستند بعد از آنكه سپهسالار خلعتها را از صندوقخانهء مباركه دولتى مأخوذ داشت تمام آن خلاع را عوض كرد و بجاى جبه سى تومانى جبه ده تومانى فرستاد . شرح حال اين صدر وسيع الخيال در مآثر السلطان از مجلدات مرآت البلدان ضبط است و ما بطور اختصار ابتدا و انتهاى ترقيات او را بازگو نموده بطور فهرست مينگاريم .