تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
جناب حاجى در بلدهء ايروان « 1 » بوجود آمد . پس از آنكه در خدمت والدش تا چهارده سال بسر برد ، با اينكه اقربا و خويشان او صاحب حكومت بودند به حكم قابليت براى تحصيل كمالات عازم عتبات عاليات شد و در آنجا شرف‌اندوز حضور عارف ربانى آخوند ملا عبد الصمد همدانى « 2 » گرديد و مدتى در خدمت آن جناب به تحصيل علوم
هامش
بيات‌هائى كه به ايران آورده بودند ) به « آق بيات » معروف شدند . آق بيات‌ها اسبهاى عالى تربيت مىكردند ، و شاه عباس صفوى آنها را به عنوان هديه به هند مىفرستاد . گويند مقام و آهنگ بيات در موسيقى ايرانى و تركى مقتبس از آهنگهاى اين قبيله است . در حال حاضر شاخه‌هائى از قبيلهء بيات در اراك و آذربايجان هستند و نيز شاخهء در خراسان زندگى مىكنند كه به نام « قره بيات » معروف هستند . ( 1 ) - ايروان ، به زبان ارمنى يروان ، كرسى جمهورى شوروى ارمنستان ، بر روى رودخانهء زنگا واقع شده كوه‌ها و باغات ميوه و انگور آن را احاطه كرده است . از سال 1926 ميلادى به بعد به سبب ايجاد كارخانه‌هاى شيميائى و نساجى و صنايع ماشين - سازى جمعيت آن چهار برابر شده است . در حدود سال 661 پس از ميلاد بنا شده ، اين شهر قرنها بين ايران و عثمانى دست به دست مىشد ، شاه عباس آن را از عثمانىها گرفت ( 1013 . ه . ق . ) و در جنگهاى ايران و روس در زمان فتحعلى شاه به دست روسها افتاد ( 1218 ه . ق . ) و به موجب عهدنامهء تركمن چاى به روسيه واگذار شد ( 1243 ه . ق . ) مساجد بسيار زيبا و چند كاخ از آثار ايرانيان دارد . ( 2 ) - ملا عبد الصمد همدانى ، فرزند عبد اللّه و ملقب به فخر الدين بود به موجب نوشتهء ( بستان السياحه ) « عارفى دل آگاه و سالكى و اصل و فقيهى كامل بود و در طريق تصوف به - خدمت « نور عليشاه » سرسپرده و ارادت ورزيده . » در ( رياض العارفين ) احوال او ذكر گرديده و خلاصهء آن بشرح زير است : « وى قريب چهل سال در عتبات بوده و آنجا نزد آقا محمد بهبهانى و سيد بحر العلوم و آقا سيد على كربلائى در فقه و اصول تحصيل كرد ، چندانكه از علما و فحول به شمار آمد و بعد از آن ميل به تصوف و عرفان نمود ، و در همان ديار به امر مجذوبعلى شاه ، خدمت نور عليشاه و سيد معصومعليشاه رسيد و به دستور آنها به اصفهان در نزد حسينعليشاه رفت و از فيض صحبت او تربيت يافته ، به شرف ذكر خفى و فكر مشرف گرديد و باز به كربلا معاودت نمود و آنجا مجاورت گزيد و چند تن ديگر از اين طايفه را نيز در آنجا ديد ، همچون مظهر عليشاه تونى و رونق عليشاه بمى و غيره و از يمن توجه آنها و هم در اثر كوشيدن به تصفيهء باطن در مدت هشت سال ديگر ، عارفى معروف و سالكى مشهور گرديد و از ابناء دهر بسى اذيت و آزار كشيد و هم در آن سرزمين با -