دانشى مرد در تمام مدتى كه سيد محمد صادق طباطبايى در پايتخت نبود يا نمايندگى مجلس شوراى ملى فرصت رسيدگى به امور روزنامه را به وى نمىداد سردبير روزنامه بود و همهء كارهاى آن را اداره مىكرد .
( 11 )
- حاج ميرزا نصر اللّه ملك المتكلمين :
پسر ميرزا محسن ، در ماه رجب 1277 هجرى قمرى در اصفهان پا به دنيا نهاد . چون صداى خوش و آواز دلنشين داشت ، در جوانى روضهخوانى پيش گرفت . در آغاز چون معروف نبود غالبا در آباديهاى پيرامن اصفهان روضهخوانى مىكرد ، اما بسيار نگذشت كه از روضهخوانان و ناطقان معتبر شد .
چون با بزرگان هرصنف و طبقه آميزش داشت ، موسيقى را نيز مىدانست و در ظواهر مسائل دينى متعصب و خشك نبود بعضى از روحانيان عالمنما كه وجود او را مايهء از رونق افتادن بازار خود مىپنداشتند ، وى را به بابيگرى متهم ، و حكومت وقت را به تبعيدش ناچار كردند .
ميرزا نصر اللّه به تهران آمد و با سالار الدوله آشنا و دمساز و همراز شد . در هنگامهء مبارزهء آزاديخواهان با استبدادطلبان به مشروطهطلبان گرويد ، در بيدارى و تشويق مردم به مقاومت در برابر استبداد و بىقانونى نطقهاى مؤثر و آتشين كرد . وقتى عين الدوله از خيره سرى و تيره رايى به گرفتن و بستن و نابود كردن آزاديخواهان مصمم شد ، حاج ميرزا نصر اللّه ملك المتكلمين پنهان گشت مأموران عين الدوله براى آگاه شدن از محل اختفاى وى دو پسرش را گرفتند . ملك وقتى كه در باغ ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله واقع در آبادى سعدآباد تهران مهمان وثوق الدوله بود از اين خبر آگاه شد . چون ماندنش در آنجا به جهاتى مصلحت نبود ميرزا سيد على نامى وى را به دربند برد . در خانهء مشهدى ابو طالب دربندى اتاقى به كرايه گرفت و او را در آنجا پناه داد . دو سه روز بعد كه واقعه اجتماع پيشوايان روحانى و آزاديخواهان در مسجد جامع روى داد نصرة السلطان كه يكى از آزاديخواهان بود ملك - المتكلمين را به مسجد جامع رساند .
ملك در تمام دوران مبارزه آزاديخواهان با محمد على شاه و درباريانش ، نطقهاى آتشين و پرنهيب مىكرد و مردمان را به مقاومت برمىانگيخت .
پس از اينكه مجلس شوراى ملى به فرمان محمد على شاه به توپ بسته شد ، نمايندگان و مجاهدان پراگنده يا دستگير و يا كشته شدند ، و موقتا استبداد چيره شد ملك المتكلمين و جهانگير خان گرفتار گشتند و روز چهارشنبه 24 جمادى الاول سال 1326 قمرى به شهادت رسيدند .
( 12 )
- حاج غلامرضا خان پسر حسين خان نظام الدوله :
در جوانى وارد خدمت نظام شد . بسرعت ترقى كرد و سرتيپ اول توپخانه شد . در سال 1291 لقب شهاب الملك گرفت و چهار سال بعد به حكومت كرمان فرستاده شد . در نخستين حكومتش وقايعى در كرمان روى داد كه به عزلش انجاميد ، و فيروز ميرزاى نصرة الدوله جاى او را گرفت . ديرى نگذشت كه