دادند و تقريبا شش ساعت از شب گذشته متفرق شدند .
چاكر نايب
* * *
راپورت يوم سهشنبه دوازدهم جمادى الثانى 1325
امروز چند نفر در قهوهخانه صحبت مىكردند . يكى ميرزا تقى و چند نفر ديگر مىگفتند كه در منبرها آ سيد جمال مىگويد كه چرا در كربلا مىرويد كه هم پولتان خرج بشود ، و هم از قاطرها زمين بخوريد ، آخرش هيچ بشود . بياوريد پولتان را خرج مدرسه كنيد ، بدهيد در بانك ، اين صحبتها مال بهائيها مىباشد كه مىگويد چرا مىرويد يك تكه چوب را زيارت مىكنيد و زن و بچه شما را چاروادار ببينند ، مگر حالا چه شده كه تو مىآيى قريب ده پانزده هزار تومان خرج مىكنى كه مىخواهم جهت مجلس جشن بگيرم ، چرا نمىگويى مىخواهم پايهء مجلس را قايم كنم . محض اطلاع به حضور مبارك عرض شد .
* * *
راپورت يكشنبه 24 شهر جمادى الثانى 1325
ديشب گذشته فرمانفرما تشريف آوردند خانهء آقاى آقا سيد محمد . عقب او آقا سيد جمال و حاجى رئيس معمار آمدند كه بروند انجمن دروازه قزوين ، انجمن معمارها . بعد آقا فرمود كه شاهزاده فرمانفرما بد نمىگويد ، مجازات چرا نمىكنند و پول مىگيرند اول بايد مجازات بكنند . آقا سيد جمال گفت كه فرمانفرما هم اگر راضى نيست او هم استعفا بدهد . بعد آقا سيد جمال گفت كه امشب من مىخواهم بروم در انجمن معمارها دروازه قزوين . آقا فرمودند چه عيب دارد ، برويد . آقا سيد جمال با جمعى از خانه آقا بيرون آمدند رو به دروازه قزوين .
چاكر هم عقب آنها رفتم . توى انجمن كه رفتم بعد از تعارفات و شربت ، بليطها را آوردند .
آقا سيد جمال امضاء مىكرد . بعد از امضاء حاج رئيس معمار رفت روى منبر . . . بعد آقا سيد جمال رفت بالاى منبر .
اول دعا به وكلاى تبريز نمود ، بعد آقاى تقىزاده . . . بلند سربسته نمود .
چاكر نايب على
* * *
راپورت يكشنبه 24 شهر جمادى الثانى 1325
عرض ديگر ، امروز در مسجد شاه چند نفر با همديگر صحبت مىكردند ، يكى گفت من