ديوار فرياد زد كه اگر على اصغر بيگ پدرسوخته را معزول كنيد كارها خوب خواهد شد . بعد مردم تمام مذمت كردند ، آقا سيد جمال بنا كرد شاه را دعا كردن .
چاكر حسن
* * *
راپورت منزل آ سيد محمد و غيره ، يوم دوشنبه 4 جمادى الثانى 1325
. . . بعد عريضهاى از كلاهنمديها كه در خانهء استاد قاسم معمار منعقد مىشود و تمام هم بنا هستند ، آوردند براى آ سيد محمد .
حاصل مضمونش اينكه به موجب فرمايشات آ سيد جمال واعظ كه فرموده است :
هركس فدايى است بايد آشكار بشود ، لهذا صد نفر از انجمن كلاهنمديها حاضر شدهاند براى فدائى بودن . بعد آقا فرمود كى اين كاغذ را فرستاده است ؟ سيد رافع جواب داد جناب آ سيد جمال واعظ براى هرانجمنى يك دستور العمل نوشتهاند . براى سرباز فدائى ، از جمله براى انجمن كلاهنمديهاى دروازه قزوين هم يكى فرستادهاند ، و حاليه مقصود از اين عريضه اينست كه در خصوص سرباز فدائى تكليف چيست و بايد ساير انجمنهاى ديگر ظاهر بشوند .
انجمن كلاهنمديهاى قمى ، انجمن حاجى ميرزا شيخ على نجار ، انجمن عطارها ، انجمن كوزهگرها ، و اين چهار انجمن فوق را صولت نظام سركشى مىكنند و در اين چهار انجمن عضويت دارند ، بعد آقا فرمود جواب عريضه را بعدازظهر خواهم داد ، بعد ، سيد رفت .
بعد آ سيد جمال افجهاى و آ سيد جمال واعظ و حاجى اسماعيل آقا مغازه ، و دو نفر از وكلاى شيراز آمدند منزل آ سيد محمد . بعد از تعارفات ، تلگرافى از شيراز براى وكلاى شيراز آمده بود مضمونش اينكه شلوغ كردهاند ، از اهالى تهران هم در شيراز هستند خيلى همراهى كردند ، دكانها را بستند به واسطهء حركت پسر قوام الملك . يك نفر هم كشته شد . بعد از خواندن تلگراف آ سيد جمال واعظ گفت : امروز روزى هست كه ما بنشينيم . براى اينكه دشمن در مقابل است و شب و روز مشغول فتنه است . بايد اسبابى فراهم آورد اين انجمنهايى كه در تهران منعقد است مثل شهرهاى ديگر كه از طرف انجمنهاى بلدى فدايى گرفتهاند ، همينطور از اينجا هم فدايى گرفته شود . آشكار بشوند با لباس تمام فرم كه اگر خداى نخواسته خبرى بشود در هرمحله سرباز فدايى موجود باشد . بعد دوباره گفت :
ميان اين انجمنها چهار انجمن منظم و مرتب است كه از همه چيز تمام است . واقعا من حظ كردم ، يكى انجمن بزازخانه ، يكى انجمن ارسىدوزها ، يكى انجمن نجارها ، يكى انجمن زرگرها ، خيلى مرتب است . خيلى براى آقا تعريف كرد ، بعد گفت : بايد اسبابى فراهم آورد كه از همهء انجمنها سربازهاى فدايى را مرتب كنند ، گلوله زدند گلوله بزنند . به جمعى كه بد مىگويند به خودشان بد جواب بدهند . همراهى مىكنند ، همراهى با آنها بكنند ، نبايد آسوده نشست . بعد آ سيد محمد برخاست رفت خلوت ، آ سيد جمال افجهاى را خواست .