تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥

روز شنبه

. . . ديگر از وقايع ، باز سيد جمال ديشب عرق خورده مست كرده ، در كوچه و بازار رفته است ، بناى عربده و بدمستى را گذاشته است ، به حكومت و آقايان بدگويى و فحاشى و هتاكى خيلى كرده است . * * *

مذاكرات مدرسهء صدر دوشنبه 1325

اول آقا سيد يعقوب به منبر رفته قدرى نطق كردند . صحبتى از دولت در ميان نبود . بعد از آن يك نفر آخوند كه او را آقا شيخ مىناميدند كه تاكنون در مدرسهء صدر ، بلكه جاهاى ديگر هم به منبر نرفته بود بالاى منبر رفته قدرى صحبت كرد و قصدش اين بود كه : مردم بيدار شويد ، مواظب و مراقب وكلاى خودتان باشيد كه اينها براى شماها كار مىكنند يا خير ، و چه شد كه آصف الدوله را مجازات نكردند . آن روزى كه آقاى آ سيد عبد اللّه تغير به فرمانفرما كردند كه چرا دربارهء آصف الدوله 12 كوتاهى مىكنى ، چه شد كه بعد صدايى بلند نشد ، از قرارى كه از يك نفر آدم صديق صحيحى شنيدم گفت كه آصف الدوله را ختنه كردند ، معلوم است وقتى او را ختنه نمودند او هم مسلمان شد ، ديگر مجازات نبايد بشود . اى مردم ، امروز تكليف شماها اين است مراقب وكلاى خودتان باشيد و من از احدى باك ندارم . آنچه در دل دارم مىگويم . شماها از اين وكلا اطمينان داريد يا خير ؟ پسر معتمد السلطنه ، از ميان مردم بلند شد كه همه از رئيس مجلس اطمينان نداريم ، او دو سال است كه هرچه كار مىكند به دستور العمل امين السلطان است . سيدى از پاى منبر بلند شد ، رويش را به پسر معتضد السلطنه و آقا شيخ كرد كه اين حرفها چه معنى دارد كه مىزنيد ؟ خيالتان هرج‌ومرج است ، آقا شيخ را از منبر پايين آوردند . آقا شيخ گفت بعد از اين اگر در مدرسه هم مرا راه ندهيد حاضرم كه در سر گذرها مطالب گفتنى را بگويم . در اين بين لايحهء ميرزا ابراهيم رئيس اتحاديه از سپهدار در سر منبر قرائت كرد . مختصرش اين بود كه من در راه ملت جانا و مالا حاضرم از افراد ملت وطن‌پرست و مشروطه‌طلب ، و در اين واقعه اروميه هم همه قسم در راه دولتخواهى و وطن‌پرستى حاضرم . مردم زنده باد سپهدار گفتند . از ميانه شخص زرگرى بلند شد ، اظهار داشت كه هرگاه سپهدار از روى تزوير نوشته است كه مرده باد ، بعد از آن ملك المتكلمين به منبر رفته تا خواستند مطلب بيان كنند ، همان شخص سيدى كه به پسر معتضد السلطنه تغير كرده بود سر تو گوش ملك المتكلمين گذارد كه از اتابك مبادا بدگويى كنيد . ملك متغير شد كه دفعهء ثالث و رابع است كه به من دستور العمل مىدهند كه در اين صورت حرف نمىزنم و از منبر پائين آمد مردم او را عودت به منبر دادند . ايشان هم از
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 285 | اقبال يغمايى