( در اين موقع چنان فرياد مىزند ، جوش مىخورد كه نزديك بود ضعف كند . ) تا خوب نشويم مستحق هستيم توى سرمان بزنند . ظلم به ماها بكنند . بگوييم اجر آخرت داريم . دل خودمان را خوش بكنيم . تا ظالم نباشيم ، به ما ظلم نمىشود . يك مثلى دارم با زنها شماها گوش بدهيد . وقتى كه خانه رفتيد جهت همسايگان خود بگوييد . يك حاجى سه پسر داشت يكى هميشه راست مىگفت ، يكى هميشه دروغ مىگفت ، يكى بعضى اوقات راست و بعضى اوقات دروغ مىگفت ، يك روز يك حاجى ديگرى نزد او آمد گفت از آقازادهها راضى هستيد ؟
گفت : خداوند به آن بزرگى عمر بدهد ، مىدانم هرچه بگويد راست گفته . كوچكتر را هم عمر بدهد هروقت كه بيايد به سراغم يقين دارم هرچه بگويد دروغ گفته . اما وسطى را خداوند مرگ بدهد كه نه به راست گفتن او اعتماد دارم و نه به دروغ گفتن او .
خداوند به مرتبهء مقربان درگاهش وسطى را مرگ بدهد ( اهل مجلس يكمرتبه فرياد زدند : آمين ، آمين ) يقين فهميديد كى را گفتم . حضرت امير معنى تقوا را جهت يكى از صحابه بيان فرمودند ، او مرد . حضرت افسوس خوردند . فرمودند كلام حق در شخص قابليتدار خيلى تأثير مىنمايد .
سعد وقاص كه از منافقين بود ، خواست حضرت را خجالت بدهد . گفت چرا در شما كه منبع اين احاديث هستيد و تقوا داريد چنين تأثيرى نمىكند ؟ فرمودند : من در مدينه علمم هركس را خداوند به فراخور حالش و گنجايشش علم داده است .
اى مردم ، منافق در عالم بوده و هست و خواهد بود .
بعد ذكر مصيبتى نموده ، اهل مجلس كه تقريبا هزار و دويست نفر بودند ساعت نه متفرق گرديدند .
چاكر كلانتر
* * *
راپورت جمعه دوم شهر جمادى الاول 1325
تقريبا دويست و پنجاه نفر اهل محله در امامزاده يحيى حاضر شده بودند هنگام مغرب جناب حاج شيخ محمد سرخهاى تشريف آوردند . به نماز ايستادند . حضرات اقتدا نمودند .
بعد تلاوت نماز مغرب و عشاء يك ساعت و نيم از شب گذشته آقا سيد جمال واعظ بر سر منبر رفتند و حمد حضرت الهى و نعت رسالتپناهى ، و آيهاى از كلام اللّه مجيد را قرائت نموده ، مختصر فرمايشات ايشان است :
حضرت امير المؤمنين جهت يكى از صحابه معنى تقوا را بيان مىفرمودند . مجمل آنكه شخص متقى نبايد معصيت كند چه كبيره ، چه صغيره . اول قدم تقوا نگهدارى زبان است . هر چه بر انسان وارد مىآيد زبان مىآورد . شرافت انسان همه به زبان معلوم مىشود .
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد