كه يك آقايى ، يك ملايى . . . رشوه مىگيرد ، يا اينكه ناسخ منسوخى مىدهد نمىخواهد با او طرف بشوى ، فقط پشت سرش نماز نخوان ، در خانهاش مرافعه نكن ، كم محلش بگذار ، همين .
مثلا ببينيد تا به حال اين شاهزادهها صحبتى نداشتند ، حالا ديگر ببينيد انجمن درست كردهاند ، چند روز قبل شاهزادهها و قاجاريه قرآنى بردهاند و قسم خوردهاند و فردا فرد حاشيهء قرآن را مهر كردهاند . ديروز قرآن را بردهاند خدمت شاهزاده فرمانفرما . فرموده بود اين چه كارى است كردهايد . مقصود از قرآن بردن پيش او براى اين بود كه او هم مهر بكند . جواب داده بود اين حرفها يعنى چه ، چرا اين كار را كردهايد ، آنها را نصيحت كرده بود ، بعد حاشيهء آن را قيچى كرده بود و خيلى آنها را متقاعد كرده بود كه چرا مىخواهيد مجلس را به هم بزنيد . بعد از نصيحت زياد آنها را روانه كرده بود . حالا بابا جان ، امروز شخص فرمانفرما بينى و بين اللّه با مجلس شوراى ملى همراه است ، ما هم او را مىخواهيم مثل جان ، و پادشاهمان را هم دوست داريم روى سرمان مىگذاريم . البته مملكت سلطان مى - خواهد . انشاء اللّه شاه هم همراه است ، خدا نصرتش بدهد ، حفظش بكند ، شاه را كه مىخواهيم شاهزادهها را هم مىخواهيم ، گوش عزيز است و گوشواره هم عزيز . در صورتى مىخواهيم كه پول مواجب را كه مىگيرند صرف كارهاى ناشايسته نكنند ، كسب بكنند ، بىكار نگردند ، صنعت بكنند ، . . . اينهمه كه حضرت و الا هست براى بىكار بودن است ؟ وقتى كه شغل و كار داشته باشند متصل حضرت و الا درست نمىكنند . اما بىكار كه باشند متصل حضرت و الا درست مىكنند .
بابا جان ، تمام مملكت ايران بيدار شدهاند ، مثلا سه منزلى ، چهار منزلى ، سى منزلى بيشتر يا كمترى كه در تحت سلطان ما هست تمام بيدارند . ديگر لازم نيست براى آنها لالائى گفت . ديگر اين رؤسا نمىتوانند بعضى اخلالها بكنند . وكلا نمىتوانند بعضى حركات بكنند .
مثلا يك نفر سيد ملا از وكلاى رشت خلافى در مجلس از او سر زده بود ، بعد از تحقيق معلوم شد ، فورى او را بيرون كردند . بعد ازين انشاء اللّه اين وكلا يا رؤسا اگر حركتى يا اخلالى بكنند مفتش هست ، كمكم دست توى كارها مىبرند هركس خلافى كرد فورى او را بيرون مى - كنند . وزرا ديگر نمىتوانند كارى بكنند . . .
ترس يعنى چه . نبايد ترسيد ، اين صحبتها را اين پدرسوختهها . . . اين وزراى خائن ، اين اشخاصى كه مىترسند دزديهايشان بروز بكند توى مردم منتشر مىكنند .
بابا جان ، اگر پرده از پيش چشمت برداشته شده و از خواب بيدار شدهايد نترسيد ، غير از اينكه مىكشند ، بكشند ، چه خواهد شد . اگر در بلوائى آن دو نفر سيد كشته نمىشدند كار مجلس صورت نمىگرفت . اگر ده نفر كشته مىشد بهتر بود . اگر بيست نفر كشته مىشد حالا ديگر مجلس هيچ زحمتى نداشت . . .
مثلا از جمله دزديهاى رؤسا يكيش اين است كه حقوق مردم را خوردهاند و يك پول به مردم ندادهاند و هرشب عريضهنگار مىشوند . حق دارند ، به تفاوت هرطبقه سيزده ماه ، دو
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٢٥٨