متفق باشند تا جان در بدن دارند در اتحاد با يكديگر بكوشند .
كلانتر
* * *
راپورت شب يكشنبه هفتم ربيع الثانيه 1325
تقريبا دويست نفر هنگام مغرب در صحن امامزاده يحيى از اين محله حاضر شده بودند ، جناب حاج شيخ محمد سرخهاى تشريف آوردند ، به نماز ايستادند . حاضرين اقتدا نموده ، بعد قرائت نماز مغرب و عشا آقا ملا هادى كه باعث فراهم آوردن اين مجلس است پاى منبر رفته فرياد مىزند كه اى مردم ، خدا خانه ظالم را خراب كند . من با آقا ميرزا سيد على دولابى در سرزمينى مرافعه داشتم به وزارت عدليه عارض شدهام ، امروز با مأمور در سرزمينى كه حوالى گار راهآهن است رفته بودم كه گفتگو با طرف مقابل نمايم ، پسر آقا سيد على با دو سه نفر گماشتگان خود به سر من ريختند و مرا كتك زده عنفا نوشتجات مرا از بغلم بيرون كشيده ، بيست تومان هم اسكناس در او بوده بردهاند . شماها شاهد باشيد خداوند خانهء استبداد را خراب كند . بعد يك ساعت و سه ربع از شب گذشته آقا سيد جمال واعظ بر منبر رفته بعد حمد حضرت الهى ، و نعت حضرت رسالتپناهى و آيهاى از كلام اللّه مجيد ، مختصر بيانات ايشان است كه : اى مردم ، فرنگيها احكام قرآن ما را بردهاند اسمش را قانون گذاشتهاند و ماها خودمان قانون نداريم ، اگر قانون مطابق احكام قرآن در دست وزير عدليه بود چرا اجراى احكام خود را نمىكرد ، اگر دولت قانون داشت چرا بايد گرفتار اينهمه دردهاى بىدرمان باشد ، كداميك از شماها دردهاى بىدرمان نداريد ، دولت ينگىدنيا سيصد سال است ترقى كردهاند ، سابق بر اين وحشى بودهاند . دولت آلمان به همچنين ، پادشاه ايران شاپور ذو الاكتاف است كه هنگام سوارى قدم بر پشت قيصر روم نهاد ، چرا پادشاه اسلام نبايد بر آنها افتخار داشته باشد . همچنين علماى اسلام ، رعيت اسلام . عوض هرچيز در ايران لقب پيدا شده ، بابا ، آنچه دارد در او است ، منتهاى پريشانى و استيصال را دارد ، فلان الدوله ، فلان السلطنه ، فلان الممالك ، فلان العلما ، فلان الواعظين ، فلان الشريعه ، فلان السلطان ، فلان نظام ، فلان العداله ، فلان ، فلان ، فلان ، ما شاء اللّه ديگر كسى اسم كسى را نمىداند ، القاب بىمسما زياد و ليكن نان ندارند . اينهمه از بىقانونى است ، دولت ايران هميشه بر تمام دول روى زمين ترجيح داشته است ، ان شاء اللّه ، اميدواريم بعد از اين به توجه امام عصر عجل اللّه فرجه همين طريق بشود . پادشاه اسلام ، علماى اسلام ، رعيت اسلام ، سرباز اسلام ، بر تمام دولتها افتخار داشته باشند ، شماها به خيالتان مجتهد بايد كالسكه و اسب و پارك داشته باشد ، آنوقت مىگوئيد متشخص است ! تشخص اينها نيست ، تشخص آنست كه در قضيهء تنباكو دو كلمهء مرحوم سيد ، نور اللّه مضجعه دستخط كردند ديديد چه جانفشانىها مردم كردند ، بعد شرح مفصلى از احوالات شيخ صدوق و سيد رضى و سيد مرتضى عليه الرحمه ذكر نمودند . جزئى