واگذار . ظلم به او مكن ، اينها را جهت كى فرموده ؟ سرمشق من و تست . ضعيفه اسم خود را خانم مىگذارد به واسطهء ماهى يك تومان كه به ضعيفهء بيچارهاى مىدهد ، دماغش را هم خودش نمىگيرد ، تا ساير كارها برسد . تو . . . خوردى خانم شدى ، اگر يك نفر از يك سيد عمامه به سر طلبكار باشد علاوه بر اينكه طلب او را نمىدهد كتكش هم مىزند . هركس مىرسد مىگويد :
آقا ببخشيد ، نفهميد به شما جسارت كرده ! پيغمبر راضى از همچو اولاديست ؟ و اللّه بيزار است .
خداوند تمام اين احكام را در قرآن فرموده است ،
لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ ،
اين مشروعه است كه خارجه عمل مىنمايد ، ديگر بس است . بعد ذكر مصيبتى نمودند . اهل مجلس كه تقريبا دو هزار و ششصد نفر بودند ساعت سه متفرق گرديدند .
چاكر كلانتر
* * *
راپورت يكشنبه 14 شهر ربيع الاول 1325
هنگام مغرب تقريبا دو هزار نفر جمعيت در صحن امامزاده يحيى حاضر شدند ، جناب حاجى شيخ محمد سرخهاى به امامت برخاستند . تقريبا سيصد نفر به ايشان اقتدا نمودند . نماز مغرب و عشا را به جماعت قرائت نمودند . بعد يك ساعت از شب گذشته آقا سيد جمال واعظ بر منبر رفته پس از حمد حضرت پروردگار و مناقب ائمهء اطهار بناى موعظه را گذاشتند . آيهاى از كلام اللّه قرائت نمودند ، مىگويند : « . ، . ديوارى ما بين اغنيا و فقرا كشيدهاند . آن ديوار ظلم است ، اغنيا بايد به لهو و لعب ، خوردن پلو و گوشت بره و شراب و كنياك مشغول باشند ، و فقرا به نماز خواندن و نان جو و سبوس خوردن و از زيادى غصه تا صبح خواب نكردن و صبح نماز خواندن . و ليكن مرد كه ، شب تا ساعت هشت مشغول شراب و قمار است . كجا نماز مىخواند . تا نزديك ظهر خوابيده . آقا و خانم هركس مىآيد و كارى دارد مىگويند آقا خوابيده ، . . . خورده است خوابيده است . پاركهاى بسيار ، گلهاى رنگارنگ ، آبهاى جارى حمامهاى صحيح مال اغنياست ، آبهاى فقرا را مىبينيد كه اگر تجزيه كنند نصف آن كثافت است .
حمامهاى ما را هم مىبينيد . آب خزانهء حمام را به ارث ، به ورثهء خودشان وصيت مىكنند .
يك نفر نيست به اين حمامى بگويد كه اقلا هردو ماه يك مرتبه اين آب خزانه را عوض كن .
اين مطلب را بايد مجلس شوراى ملى بگويد ؟ اين كار حاكم است .
حالا كه مىآمدم يك نفر جلو مرا گرفت كه از صبح تا به حال نان به دست نياوردهام و حالا خجالت مىكشم به خانه بروم . مردم ، و اللّه مخصوصا اين طريق مىنمايند كه مردم به صدا دربيايند ، آخر چه شده ، آيا باران نيامده ؟ آيا سن زده ؟ آيا ملخ خورده ؟ اگر انباردار جلو گندم را گرفته كى بايد از او بگيرد . مردم ، دو روز به من مهلت بدهيد ، اگر نان فراوان نشد مىدانم چه كنم ، دعا كنند من بميرم . پشتوپناه من حضرت صاحب الزمان است ، اگر مردم به صدا بيايند ، ازدحام بكنند ، پدر تو ظالم را بيرون مىآورند .