فردا هم طلاب و سادات در مسجد سپهسالار جمع مىشوند و خيال دارند كه آ سيد جمال را از منبر به زير آورده ، بكشند و اگر چنين بشود فتنه بزرگى خواهد شد . زيرا خيلى مردم مريد آقا سيد جمال هستند .
عبد الوهاب
* * *
راپورت سلخ شهر صفر المظفر 1325
در چند يوم قبل ، از قرارى كه نقل نمودند در مسجد مدرسهء خان روضه بوده . سيد جمال منبر رفته و مسائل نماز را بيان نموده بوده . شيخ محمد حسن نامى كه از طلاب آن مدرسه بوده فرياد نموده كه سيد آن مطالب را كه در مجالس ديگر مىگويى بگو تا چنان بر دهانت بزنيم كه دندانهايت در دهانت بريزد .
مسألهء نماز در اينجا لازم نيست بگويى ؛ اين آقايان همه مجتهد مىباشند . سيد جمال هم جواب گفته بود كه آقايان بنده زورم به شماها نمىرسد و از منبر به زير آمده و رفته است .
امضاء ندارد
* * *
راپورت يكشنبه سلخ شهر صفر المظفر 1325
ديشب بعد از اينكه آقا سيد جمال مردم را در مسجد شيخ عبد الحسين موعظه كرد گفت :
اى مردم ايران ، من كه هم خسته شدم و هم مرده ، از بس كه دوندگى كردم ، فريادها زدم ، دادها كشيدم ، و هنوز شما مردم عوام ملتفت نيستيد چه خبر است . چرا اينقدر عواميد ! من تمام شدم ، شما فقط در اين مدتى كه من فرياد زدم به قدر يك سنگر سد بستهايد اما خوب سنگرى است ، خوب طورى است ، به شرط اينكه محكم نگاه بداريد ، در حالى كه اين رؤساى . . .
فلانفلان شده مانع هستند و نمىگذارند ؛ اما سگ كى هستند . منتها اين است كه زحمتى زياد مىكنند . چيزى كه كار را مغشوش كرده است اسكناس است كه تقريبا هزار تومانش توى پاكت باشد كسى نمىفهمد ، نه پيشخدمت ، نه فلان . هيچكس ملتفت نمىشود . نوكر پاكت را مىبرد مىدهد ، فورى باز كردن پاكت و اسكناسها در جيب لباده و رسيد پاكت . اى پدر
هامش
حجاج بيت اللّه الحرام اينهمه در آنجا گوسفند و بره ذبح مىكنند ، شايد بهتر باشد به جاى اينكه از شدت زيادى گوشت و خون آن حيوانات مذبوح را زير خاك دفن كنند قيمت آنها به به مصرف امورى برسانند كه در خير مسلمانان باشد و علمايى كه از جهات ديگر با سيد عداوت پيدا كرده بودند همين گفتهء او را پيراهن عثمان ساختند و در صدد آزار و اهانت او برآمدند .