راپورت پنجشنبه نهم محرم الحرام 1325
از روز قبل تاكنون حضرات آقايان خيلى در تزلزل و استيحاش مىباشند . با هم قراردادى در خصوص اجتماع و اتفاق كردند كه همهشب محرمانه به هم رسيده و اغلب شبها در منزل سيد جمال واعظ جمع مىشوند و مشغول شور مىباشند .
انتظام العلما
* * *
از راپورت يكشنبه 18 محرم الحرام 1325
در يوم جمعه عصر ، چادر مسجد شيخ عبد الحسين را كه متعلق به شركتهايى بودهاند انداختند و روضه را ترك نمودند در حالى كه تدارك روضهخوانى را تا اواخر شهر صفر ديده بودند . عنوان انداختن چادر آن بوده كه سيد جمال در منبر زيادى زباندرازى مىكرده ، به واسطهء تحريك نمودن بعضى حضرات بزرگترهاى اينها « 1 » را و سيد جمال را منع مىكنند و چون فايده نمىكند چادر را مىخوابانند و دستگاهها و چراغها و غيره را برمىدارند .
اما امروز جوانها جمع شدند و چادر را سرپا نمودند و به حاجى عبد الرزاق فحش مىدادند كه اگر او پول ندهد مگر ما مردهايم . در ميانهء خودمان تقسيم نموده و روضه را سرپا مىداريم .
بدون امضاء
* * *
راپورت شب شنبه غرهء صفر الخير 1325
چاكر رفتم مسجد شيخ عبد الحسين . بعد از اينكه آ سيد جمال رفت منبر و مشغول موعظه گرديد يكمرتبه حضرات اصفهانى وارد مجلس شدند . سه نفر سيد داخل مسجد شدند يا جدا ، يا جداگويان رفتند تا پاى منبر . اولا دو نفر از آن سيدها آنقدر خودشان را زدند كه ضعف كردند ، بعد آن يكى ديگر رفت بالاى منبر و گفت من امشب عوض آقا روضه مىخوانم .
امضاء ندارد
* * *
راپورت يكشنبه نهم صفر المظفر 1325
ديشب تقريبا سه ساعت از شب گذشته چاكر از درب مسجد شيخ عبد الحسين عبور مىكردم
هامش
( 1 ) - گويا اشاره به حاج محمد اسماعيل مغازه مىباشد كه تاجرى ترك بود و صداقت و خلوص آذربايجانىهاى ديگر را نداشت .