خيابانها ، كه خيابانها را دوچرخه و كالسكه و درشكه خراب مىكند ، خيابانهاى شهر را تعمير بكنند . بعد آقا آمدند رفتند خانه . بعد آقا سلطان تعريف از آقا سيد جمال مىكرد كه مىگويند خيلى بالاى منبر سخت صحبت مىكند ، آقا فرمودند كه اول كه منبر نمىرفت ، بعد هم چند دفعه بىملاحظه موعظه نمود ، من او را دلالت كردم كه شخص بايد ملايم باشد و كسى را از خودش نرنجاند . بعد آقا در مجلس فرمودند كه اگر اين نظامنامه عقب نيفتاده بود حالا مردم آسوده بودند و نوكرها تمام پولشان را گرفته بودند . محض اطلاع عرض شد .
چاكر نايب على
* * *
راپورت سهشنبه 7 ذيحجة الحرام 1324
در منزل آقا سيد محمد پسر مرحوم آقا سيد على اكبر جماعتى آنجا بودند ، صحبت شد از اينكه نصر السلطنه را شاه مىخواست بكشد . يكصد هزار تومان خون خودش را خريد .
شاه هم پولها را گرفت . چند روزى ديگر لا بد يك ترتيبى خواهد چيد و پولها مىگيرد از اينها ، و قرض شاه را هم خودش مىدهد . ابدا زير اينبار نمىرود كه اين پول ملت ، جمع شوند هر نفرى يك تومان دو تومان بدهد . آقا سيد محمد گفتند در چند روز قبل از خانه امير بهادر 8 چهار اراده توپ بيرون آوردند .
امير بهادر خيالها داشت . آقا شيخ على اكبر گفتند خداوند انشاء اللّه كه روزبهروز بر عمر و عزت و اقبال اين وجود مقدس ملوكانهاش بيفزايد . عجب سلطانيست خداوند به ما عنايت فرموده . بايد قدر اين سلطان را بدانيم كه نعمت كاملى است براى رعيت . انشاء اللّه مخربين و منافقين دولت ذليل مىشوند . آقا سيد محمد گفتند كه آقا سيد جمال تمام اين مردم را كه عوام هستند از راه بيرون برده ، ايران را هرجومرج كرده ، مردم را از راه بدر برده .
آقا سيد محمد گفتند به گمان خودشان مىرسد كه به اين ترتيبات دولت منهدم مىشود و از ميان مىرود . ديگر نمىدانند كه منتهاى عمل اينها تا بعد از ماه صفر مىباشد و سلطنت شريك بردار نمىشود . اطلاعا عرض شد .
عبد الوهاب
* * *
راپورت محله سنگلج به تاريخ شب چهارشنبه 15 ذيحجه 1324
امشب جناب آقا سيد محمد دير تشريف آوردند و نماز جماعت خوانده نشد . آقا سيد جمال منبر رفت . در بين صحبت كردن آقا سيد محمد آمد .
ترتيب صحبت آقا سيد جمال از اين قرار بود كه : ظلم و استبداد موجب فقر وفاقه و بىناموسى و بىشرفى و بىغيرتى است . ظلم و استبداد نگذاشت قانون اسلام مجرى شود .