تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
آ سيد جمال صحبت مىكرد ، روى منبر كه : اى مسلمانان ، اين‌همه كه شماها را چاپيدند پس چرا نوكرانشان هميشه گرسنه‌اند ، گدايى مىكنند ، باز اگر نوكر خودتان را اداره مىكرديد عيبى نداشت - اين وضع سرباز است ؟ اين وضع قورخانه است ، اين وضع ذخيره است ، پس كجا رفته است اين تمول ايرانيان ؟ خودشان كه چيزى ندارند ، شما هم كه تمام گدا شده‌ايد ، نوكر هم تمام از گرسنگى گدا شده‌اند ، پس كجا رفته است دولت ايرانيان ، ثروت ايرانيان ؟ غير از اينكه تمام را خائنين پارك و عمارت ساخته‌اند . اگر چنانچه ديوار ذخيره و قورخانه بلند باشد اين‌طور كه نمىشود . ديوارهاى خانهء شما هم بايد بلند باشد ، خزانهء اسلحهء دولت بايد خيلى بلند باشد نه اينكه مثل ديوار خانهء يهودىها كه دست به ديوارش نرسد . اگر چنانچه ديوار ذخيره بلند بود آتش نمىگرفت . صحبت خيلى . بعد از روضه دعاى زياد به وجود مبارك اعليحضرت همايونى . * * *

تحريك علما بر ضد سيد جمال واعظ يوم جمعه 28 شهر صفر المظفر 1325

در منزل آقا ميرزا كوچك پسر آقاى آقا سيد عبد اللّه ، مجلس روضه ، جمعيت كثيرى مرد و زن بودند . جماعت طلاب و سادات آنجا بودند . از آقايان هم چند نفرى بودند . يك اعلانى درآوردند توى طلاب بنا كردند به خواندن . هى متصل مىخواندند و به دست ديگرى مىدادند . در اعلان نوشته بود كه : اين سيد جمال بىدين اول مرتبه بابى است . اين شخص مأمور به دعوت است . اين سيد جمال كسى است كه آقا نجفى از اصفهان او را بيرون كرد . اى مردم ، گوش به حرفهاى اين بدبخت ندهيد . اى مردم ، تمام شما به قول اين يك نفر بابى بىدين لامذهب در چاه رفتيد ، گرفتار شديد ، فرداست كه اسير خواهيد شد . گمان نكنيد كه دولت مشروطه كرديد كارى از پيش برديد ، گمان نكنيد كه با دولت طرف شديد . اى بدبخت مردم ، چنين نيست ، ذلت خود را فراهم كرديد ، اسيرى خود را دنبال كرديد . و در اين اعلان خيلى بدگوئى از آقا سيد جمال كرده است و بدست طلاب بود كه مىخواندند ، و از جانب آقا سيد عبد اللّه جماعتى از طلاب و سادات مىخواهند كه آ سيد جمال را از منبر پايين بكشند ، اليوم اجتماع كرده بودند كه بريزند در خانهء حاجى سيد مهدى او را پايين بكشند ، دو نفر از طلاب جلو آمدند كه قاصد بودند ، منتظر شدند آ سيد جمال نيامد به خانه حاجى سيد مهدى . فعلا چنان اغتشاش دارند و توى مردم همهمه افتاده است ، و خود آ سيد جمال در هركجا كه منبر مىرود بدگويى از سيد عبد اللّه مىكند . اسما بد مىگويد به واسطهء اينكه آ سيد عبد اللّه حكم كردند كه بره‌كشى را بكنند و پول گرفتند . « 1 »
هامش
( 1 ) - مقصود اين است كه سيد جمال الدين در ضمن يكى از نطقهاى خودش گفته بود