گفت كه هرگز اين نظامنامه را شاه مهر نخواهد فرمود ، و الحال هم پاى منبر نشسته است و باور نمىكند . آقا جان من ، مردم دلسوختهاند ، آه يك نفر گيرا مىشود ، خدا به دل شاه انداخت ، دلش سوخت مهر نمود . بعد دعا به وجود مبارك اعليحضرت همايونى و حضرت اقدس و آقاى نايب السلطنه فرمودند . بعد جمعيت متفرق شدند ، بجز طلابهاى مدرسهها ، تا دور آقا جمع شدند . بعد نظامنامه را تمام گرفتند ، خواندند و تمام شكرانه بجاى آوردند . بعد آمدند منزل . جناب مجد الدوله كاغذى نوشته بود آوردند از براى آقا . خواند ، نوشته بودند كه آقا سيد جمال را صبح يا حال مىگويد برود خانهء جناب مجد الدوله . نوشته است كه بيايد من كار با او دارم . نايب ميرزا محمد فرستاد خبر كردند كه صبح اول بيايد خدمت آقا . بعد آقا فرمودند كه ديشب جناب مجد الدوله نوشته بود كه آقاى آقا سيد جمال را بفرستيد پيش من ، كارى به او دارم . حالا برو ببين چهكار دارد . آقا سيد جمال رفت .
نايب على
* * *
راپورت سهشنبه 17 ذيقعدهء 1324
ديشب آقاى آقا سيد محمد تشريف آوردند مسجد . نماز خواندند . بعد آقا سيد جمال رفت بالاى منبر موعظه فرمودند . بعد گفت : اى مخلوق ، ماها همراهىكننده نداريم كه با ما همراهى نمايد . از بس كه من يكنفر بالاى منبر داد زدم و فرياد كردم خسته شدم . اما انشاء اللّه به يارى امام زمان و به يارى خود اعليحضرت همايونى درست شده است و بعدها هم بهتر خواهد شد . در مجلس قرار گذاشتهاند كه روز شنبه نظامنامه را امضاء و مهر كرده بياورند ، به توسط حضرت مستطاب صدراعظم در مجلس بدهند . خداوند سايهء اعليحضرت قدر قدرت شهريارى را از تمام اهل ايران كم نكند . اى مخلوق ، اين روزنامه كه امروز چاپ شده است بگيريد و بخوانيد و از روى آن رفتار نماييد ، و بايد چهار مدرسه در اين تهران باز شود به مثل اين مدرسههاى جديد كه باز شده است . انشاء اللّه اگر زنده ماندم اين روز جمعه كه مىآيد خدمت آقايان خودم ترتيبات مدرسه را به عرض مىرسانم كه تكليف خودتان را بدانيد . از ذوق نمىدانم چه بگويم ، و چه دعايى در حق اين سلطان عادل بكنم كه اگر هرچه دعا بكنم الحق بيشتر حق دارد ، كارى كرده است كه تا دنيا برپا شده است كسى نكرده است . كسى نمى - داند كه اين وجود مبارك چه گذشتى در حق اهل ايران كرده است . بعد كه مدرسه باز شد بايد يك فوج عسكر بگيرند مثل عسكرهاى روسى . آنجا عسكر مىگويند ماها سرباز مى - گوييم . لباس و اسبابشان تمام مثل عسكرهاى روسى باشد ، و اينها فوج ملتى باشند ، و هريك نفر دو نفر يكى كفيل مخارج آنها بشود ، كى را گرسنگى كشت ، در اين زمان شنيدهايد كه يكى از گرسنگى مرده باشد ؟ يكى را واگون كشت ، يكى را درشكه كشت ، يكى زير دوچرخه رفت ، مردم هركسى به يك زجر كشته مىشود ، بايد يك مالياتى اين دوچرخهدارها بدهند از براى