تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
چه شود . گفتند ديروز جناب آقا سيد ريحان اللّه به حضور مبارك مشرف شده‌اند و احوال شاه بهتر است . گفتند حضرت وليعهد گردون مهد از عمارت سلطنتى به عشرت‌آباد تشريف خواهند برد . بر همه معلوم شد اينطور كه سيد جمال عداوت با حضرت اشرف اتابك اعظم دارد كسى ندارد ، و تمام اسبابش را حبل المتين و سيد جمال فراهم مىآورند با همدستى معاندين شريعت غرا . و خيلى اسباب خطر است . خدا رحم بكند . هم درصدد اذيت شخص صدراعظم هستند ، و هم شب و روز اسباب‌چينى براى انقلاب شهر و بر هم ريختن مردم مىكنند . خداوند متعال به اين مشت مسلمان رحم نمايد . به خدا قسم اگر جلوى آنها گرفته نشود عنقريب آتش افروخته مىكنند كه هم دولت اسلام و هم ملت اسلام منهدم شود . راضى به خارجه هستند و راضى به اسم مسلمان نيستند . خدا عذاب را به آنها مزيد نمايد كه مكلف هستند به نفى اينها و طرد و منع اينها و نمىكنند . ديگرى محرمانه مىگفت محرك سيد جمال بيشتر موارد ظل السلطان است . اطلاعا عرض شد . * * *

راپورت دوم پنجشنبه چهارم شهر ذيقعده 1324

ديشب گذشته كه شب پنجشنبه بود در مسجد چاله حصار آقاى آقا سيد محمد نماز را خواند . بعد از نماز آقاى آ سيد جمال رفت بالاى منبر ، موعظه كرد . از پادشاهى حضرت سليمان موعظه كرد . بعد بنا كرد قبلهء عالم را دعا كرد بسيار . بعد دعا بر حضرت وليعهد كرد . بعد دعا بر آقاى صدراعظم كرد و مابقى را بسيار بد گفت . على الخصوص آقاى وزير دربار را بسيار بد گفت . دوباره به اعليحضرت همايونى دعا كرد و گفت كه ديروز گذشته حضرت وليعهد بسيار با بنده صحبت كرد ، ولى بيشتر فرمودند كه بايد به تمام خلايق بگويم ، و روز جمعه در مسجد حاضر بشويد ، بر تمام خلق بگويم . فراموش نكنيد . بعد دست آخر گفت : خبر از اين حاكم نداريم ، نمىدانيم كه با اين يك مشت خلايق چه كرده و چكند ، اما بايد كه انشاء اللّه درست رفتار نمايد . هنوز كه من چيزى نفهميده‌ام . عرض ديگر ، در بند مسجد چند نفر نشسته بودند وقتى كه آقاى آ سيد جمال گفت روز جمعه فرمايش وليعهد را بگويم ، همهمه در خلق افتاد و همه سر در گوش همديگر گذاشتند ، بنا كردند به حرف زدن . آ سيد حسين مداح * * *

راپورت پنجشنبه چهارم شهر ذيقعده 1324

ديشب آقاى آ سيد محمد تشريف آوردند مسجد ، نماز خواندند . آ سيد جمال رفت بالاى منبر ، موعظه فرمود بعد گفت وقت ندارم . چند كلمه از سلمان فارسى گفت ، آمدند رفتند منزل . و آقا سيد جمال وعدهء مردم را گرفت در مسجد شيخ عبد الحسين كه نظامنامهء تازه را كه برده‌اند