وقت حديث من و تو در ميان نبود . حرف آقا و نوكر نبود . تمام در احكام خدا و قانون اسلام مساوى بودند . يهودى و نصرانى و زردشتى با مسلمان در حقوق انسانيت مساوى بود . يعنى مسلمانها نمىتوانستند به يهوديها يا ارامنه يا گبرها ظلم كنند ، يا اذيت كنند ، يا مال آنها را بخورند ، يا به آنها فحش بدهند . خدا شاهد است دول خارجه تعجب مىكنند وقتى كه مىشنوند مسلمانها در ايران بچههاشان يهوديها را فحش مىدهند . چگونه چنين ملتى اميد ترقى دارند كه در پاىتخت ، در معبر تمام ، در ميان بازار ، يكوقت مىبينى يك نفر شروع مىكند به يك يهودى فحش دادن ، و كتك زدن . مردم هم مىبينند و اصلا تعجب نمىكنند ، و منع نمىكنند ، و از غضب خداوند نمىترسند . اى بيچاره ايرانى ، اى بدبخت مسلمانها ، كه چقدر از وادى انسانيت بدور افتادهايد و چقدر از شاهراه آدميت بر كنار شدهايد ! و اللّه ، اگر اين كارها را ترك نكنيد ، و اگر قانون عدل و مساوات و برابرى و حريت و آزادى در ميان شما رواج نيابد ، كه تمام رعاياى ايرانى در حقوق آدميت مساوى باشند ، مىترسم خيلى زود مسلط شوند بر سر ما اشخاصى كه همان قسم بر شما رحم نكنند . همان قسمى كه شما يهود را ظلم مىكنيد آنها بر شما ظلم كنند .
ولى بعضى حقوق است كه مختص به مسلمان است ، در آن حقوق سايرين با مسلمين شريك نيستند . غير از آن موارد ، ديگر در تمام حدود و حقوق تمام رعاياى ايران مساويند . همه ايرانيند .
همه در ذمهء اسلام و مسلمانانند . اما چكنم از بدبختى كه الان چندى است فريدون فارسى را كشتند و هنوز كسى دادخواهى نكرده است . ديگر نمىداند ضرر اين كار از براى ما ايرانيها شايد دويست كرور باشد . به جهة اينكه اغلب فارسيهاى ايرانى كه به هندوستان فرار كردهاند همينكه شنيدهاند ايران مشروطه شده است ميل كردند برگردند به وطن اصلى خودشان . آن وقت در ايران راهآهن بسازند . ملاحظه كنيد به واسطه يك ظلم و يك ترك عدالت چقدر ضرر به ايران و ايرانيان وارد كردند . خداوند روى ظالم را سياه كند كه عالم را خراب كردند .
مكرر عرض كردهام كه دين اسلام بهترين اديان ، قرآن بهترين كتب آسمانى است ، و جهتش اين است كه صاحب اين دين و آورندهء اين شريعت ، از جانب خدا وجود مقدس حضرت ختمىمرتبت است ؛ و اين بزرگوار بهترين خلق خداست . حتى آن اشخاصى كه آن حضرت را پيغمبر نمىدانند اقرار به بزرگوارى آن پيغمبر دارند ، و او را اول حكيم مىدانند . خداوند از براى هرپيغمبرى معجزهاى قرار داد . اما معجزه پيغمبر ما را كتاب كه اين قرآن باشد مقرر فرمود . مثلا معجزه حضرت عيسى اين بود كه مرده زنده مىكرد . انجيل معجزه او نبود معجزه حضرت داود زبور نبود ، معجزهاش اين بود كه آهن در دستش نرم مىشد . اما پيغمبر ما علاوه بر آنكه تصرف در حيوانات و نباتات و جمادات داشت قرآن را معجزهاى از براى او قرار داد . حضرت موسى تا خودش بود عصايش را مىانداخت اژدها مىشد ؛ اما بعد از خودش معجزهاش هم رفت . اگر امروز به يهوديها بگوييم شما امروزه چه معجزهاى در دست داريد مىگويند پيغمبر ما كه رفت ، معجزهاش را هم برد . اما پيغمبر ما معجزهاش قرآن است و هرگز از ميان نمىرود . هرگاه كسى از شما سئوال كند كه بعد از هزار و سيصد سال شما چه معجزهاى در دست داريد ؟ مىگوييد : قرآن ، كه هرگاه جميع اهل عالم جمع بشوند يك سوره مثل اين
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: اقبال يغمايى
ص٢١٥