تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
بينوائى مبتلا مىشوند فقط چهار نفر از اجزاى سلطنت هستند كه به واسطهء خيانت به ملت و دولت متبوعهء خود و نمك‌نشناسىها كه كرده‌اند جزئى ثروتى تحصيل كرده‌اند و اگر از اين چند نفر بگذرد عموم ملت فقير و از براى قوت يوميه خودشان معطلند . ديگر از امراض كه در دولت مستبده البته پيدا مىشود مرض جهلست كه يقينا در چنين مملكتى افراد ملت جاهل و بىعلم مىشوند . بايد اين مطلب را شما مستمعين پاى منبر بنده تصديق كنيد كه حكماى عالم اجتماع كرده‌اند كه استبداد با ثروت و علم و دانش و ادب و شرف ضد يكديگر و دشمن هستند به اين معنى كه محال است با وجود استبداد افراد مملكت عالم شوند . اگرچه بهتر دليل از براى اثبات مدعى همين حال حاليه مملكت است كه مشاهده مى - رود تمام جاهل ، تمام عوام ، تمام بىعلم ، تمام بىمعرفت ، يك مشت گوسفند به هم ريخته اصلا نفع و ضرر خود را نمىفهميم و نمىدانيم ، دوست و دشمن خودمان را نمىشناسيم هركس بيشتر به ما اذيت مىكند و آزار مىرساند او را بيشتر احترام مىكنيم ، و هركس خير را مىخواهد و مى - گويد او را دشمن مىداريم و اذيت مىكنيم ؛ بلكه تكفير مىكنيم كه اين كافر شده است ؛ چرا خير ما را مىخواهد و حرفى مىزند كه نفع ما در اوست . چنانچه شاعر در اين باب گفته است :
آزارجو عزيز بود لطف جوى خوار * اينست طبع دهر دلت منقلب چراست
مستوجب ممات بود زهر و قيمتى است * سرمايهء حيات بود آب و كم‌بهاست
به حدى اين مطلب در مملكت ما كه مملكت مستبده است رواج دارد كه گمان مىكنند لازمهء دهر و طبيعت عالم بر اين جارى شده است ، و حال اينكه نه چنين است اينها همه ثمره ظلم و استبداد است . مثلا شعراى ما گمان كرده‌اند كه واقعا چرخ‌وفلك با مردم دانا دشمن و با مردم نادان دوست و مهربانست آنجا كه گفته‌اند : [ تعس الزمان فان فى احشائه بغضا لكل مبجل و مفضل و تراه يعشق كل رذل ساخط حب النتيجه للاخس الارذل ] و نيز شاعر عجم گويد :
فلك به مردم نادان دهد زمام مراد * تو اهل دانش و فضلى همين گناهت بس
ايضا شاعر عجم گويد :
اى چرخ كه با مردم نادان يارى * پيوسته بر اهل فضل غم مىآرى
هرلحظه مرا از تو بدل بار غمى است * گويا كه ز اهل دانشم پندارى
و نيز از اين قبيل اشعار عربى و فارسى بسيار است كه بيچاره مردم ايران يقين كرده‌اند اينها همه طبع دهر و روزگار است و حال اينكه نه چنين است ، بلكه اينها نتيجهء ظلم و استبداد است به اين معنى كه وقتى كه در مملكت امتياز فضلى نباشد و مناصب و امتياز از روى قابليت و لياقت و استحقاق نباشد بلكه از روى ميل و خواهش نفسانى باشد يا به واسطهء تقديمى و رشوه