تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
با كلاهىها . يك دسته مرشد شده بودند يك دسته قطب مىشدند . يك دسته شارب مىگذاشتند ، يك دسته زلف مىگذاشتند ، و هركدام همديگر را بد مىدانستند و تكفير مىكردند . اينها همه از بيكارى و بىعلمى اهل ايران است ، و الا در تمام فرنگستان يك نفر نيست بگويد من قطب هستم يا مرشد هستم . در عالم خلسه مطالب براى من كشف خواهد شد . جميع اين مرشد بازيها و قطب‌بازيها در همين قطعه خاك است ؛ مردم بىعلم و بىكار چه بكنند ، چاره ندارند نان بايد بخورند ! وقتى كه من مىخواهم نان بخورم و كار هم كه در مملكت نيست مردم هم كه بىعلم و ساده ، ادعاى همه چيز مىكنم . يك طايفه از بيكارهاى مملكت محض تحصيل نان ادعا كردند كه ما رمال هستيم و اجنه را حاضر ميكنيم و آن كارهايى كه همه مىدانيد . و از اين راه بناى دروغ گفتن و خدعه كردن و مال مسلمانان را چاپيدن گذاشتند . و آن‌همه مفاسدى كه بر اين كار مترتب شد كه ما بين زنها و شوهرها چه فسادها كه كردند . باز هم آدم بيكار زياد آمد . طايفهء ديگر ادعاى قطبى كردند كه ما در عالم امكان قطب هستيم ، و هرچه بخواهيم مىتوانيم بكنيم . طايفهء ديگر دعوى مرشدى كردند باز هم بيكار زياد آمد . وقتى كه از همه كار مأيوس شدند دعوى نبوت و پيغمبرى كردند . اى داد ، اى داد ، كه تمام اينها از ندانستن شما مسلمانان بوده و الا يك شخصى كه افعال و اعمال او بر همه‌كس واضح و هويدا است چه‌طور جرأت مىكند بگويد من پيغمبر هستم ! اگر شماها علم داشتيد و درس خوانده بوديد و فضيلت علم را مىدانستيد چطور قبول مىكرديد ! پس تمام اين مفاسد و خرابيهايى كه در اين قطعه خاك ظاهر و آشكار شده به واسطهء بىعلمى اهالى اين مملكت است ، و بىعلمى شما را همان دو طايفه مانع و جلوگيرى مىكردند يعنى سلاطين جابره و علماء سوء ، اگر واعظهاى شما در منبر كه مىرفتند براى شما فضيلت علم را از قول خدا و پيغمبر صلوات اللّه عليه بيان مىكردند شماها به اين بىعلمى نبوديد كه هركس هرادعائى بكند بپذيريد . اين حديث را گوش بدهيد كه مىفرمايد : فان حضور ساعة فى المجلس العلم افضل من عيادة الف مريض و تشييع الف جنازة و من صيام الف يوم و من قيام الف ليلة و من الف حجة مبرورة سوى الفريضه و من الف درهم بتصدق بها فى سبيل اللّه ؛ يعنى اگر كسى يكساعت در مجلس علم حاضر شود ، يعنى در يك مجلس و محفلى كه به او يك علمى را بياموزند ثواب او زيادتر و بهتر است از عيادت كردن به هزار مريض ، و از هزار مرتبه تشييع جنازه ، و از هزار روز روزه گرفتن ، و از هزار شب نماز خواندن ، و از هزار حج بجا آوردن ، سواى حج واجبى ، و از هزار درهم تصدق دادن در راه خدا . اين است ثواب حاضر شدن در مجلس علم . چه علم دنيا باشد چه علم آخرت . البته هم دنيا علم لازم دارد هم آخرت ، اگر شما مسلمانها عالم به حقوق خودتان بوديد كه اين‌قدر ظلم در مملكت نمىشد . اين رؤساى شما نگذاشتند شما علم پيدا كنيد و اين احاديث و اخبار را بخوانيد و بفهميد . براى اينكه هرنوع بخواهند با شما سلوك كنند . حالا هم نمىدانم چه شد نمىدانم از اثر آه و نالهء كدام بيوه‌زن يا كدام يتيمى بود كه بايد يك نفر - سيد جمال - خدا از ميانه شما برانگيزد كه دست از جان و مال خود بردارد ، و اين‌همه دشمن براى خود بتراشد ، و بيايد بالاى منبر داد بزند بگويد : اى مردم ، ظلم نكشيد ، قبول ظلم نكنيد ، ظالم را دستش را نبوسيد