بانك ملى است كه راهآهن ساخته مىشود . به واسطهء بانك ملى است كه قوهها و استعدادات خدا دادهء ملت به مقام فعليت مىآيد ؟ به واسطهء بانك ملى است كه فابريكها و كارخانجات ساخته مىشود . مجملا بانك ملى يك لفظ است به جاى هزار معنى . بانك ملى يعنى كليد در گنج تمام سعادتهاى ملت ، و نجاتدهندهء ملت ايران از ننگ ، و فقر و فلاكت و احتياج و استقراض از اجانب .
بانك ملى يعنى طبيب حاذق امراض مزمنه ؛ بانك ملى يعنى دواى تمام دردهاى بىدرمان .
مرحبا اى بانك خوش سوداى ما * اى طبيب جمله علتهاى ما
اى دواى نخوت و ناموس ما * اى تو افلاطون و جالينوس ما
اما اين مطلب را هم خودتان از من بهتر ميدانيد كه اين بانكى كه در ابتدا چند نفر از تجار محترم ما خيال داشتند تشكيل كنند اين بانك ملى نبود بلكه اين بانك شخصى بود و بانك ملى از اسمش معنايش مفهوم مىشود ، مثل مجلس شوراى ملى ، يعنى اين بانك اختصاص به اشخاص معين ندارد ، اين بانك صرافخانه تمام ملت است ، چگونه مجلس شوراى ملى عبارت است از مجلسى كه در آن مجلس نماينده تمام از عموم طبقات و شهرها حاضر باشند و رأى بدهند ، و عموم ملت هم علاوه حق نظارت و حفظ حدود و حقوق اين مجلس را دارند . همين قسم است بانك ملى اولا بايد از طرف عموم ملت و تمام شهرها مردمان صحيح متدين خبره با اطلاع با كثريت آراء با ترتيب صحيح انتخاب شوند ، كه اجزاء بانك و كارگذاران اين صرافخانه ملى باشند . ثانيا تمام اهالى ايران حق نظارت دارند ، يعنى آنها كه سهيم و شريكند ؛ و شرطى كه از همه شروط واجبتر است يعنى اگر اين شرط نباشد بانك تشكيل نمىشود بايد يك نفر معلم و چند نفر اجزاء از قبيل دفتردار و تحويلدار و غيره از دول بىطرف طلب كنيم تا اينكه شالودهء كار را از روى اساس محكم و قانون صحيح و ترتيب علمى بريزند ، مخصوصا اين اشخاص اگر جماعت زردشتيان و فارسيان مهاجر به هندوستان باشند البته بهتر است ، چه معلوم است جماعت فارسيها اصلا ايرانى و ايرانىنژاد و طالب ترقى ايران هستند . علاوه خودشان هم صاحب مكنت بسيار هستند .
تمام شما ديديد كه در ابتداى كار چگونه تمام ملت با يك شور و هيجان مخصوص اقدام به اين امر خير كردند وقتى كه حقير بالاى منبر اظهار نمودم زنها از بذل گوشواره و دست برنجن مضايقه ننمودند ، طلاب علوم دينيه كتابهاى خود را فروخته و شريك شدند ، اما با هزار تأسف يكمرتبه ملتفت شدند كه اين بانك بانك ملى نيست . بلكه چند نفر از تجار از براى پيشرفت پلتيك شخصى خود و حفظ حدود خودشان مىخواستند يك بانك شخصى به اسم بانك ملى تشكيل بدهند . بدون اساس صحيح و قانون محكم علمى ، اين بود كه ملت هم از آن جوشوخروش افتادند و اقدام نكردند . ولى اميدواريم بحسن توجه اين رئيس تازه جناب . . . . احتشام السلطنه عن قريب اهتمام بفرمايند كه با اساس علمى و قانون درست به همان ترتيبى كه خودشان خيلى بهتر از ما مىدانند معلم و اجزاء عالم از خارج بياورند و يك صرافخانه ملى حقيقى كه اصلا وجود اشخاص معين در او مدخليت نداشته باشد تشكيل بدهند ، آنوقت من بنده سيد جمال الدين كه خادم اين ملت نجيب هستم از طرف عموم ملت بر عهده مىگيرم كه به خواست پروردگار در همين ماه