و گفتهاند سماع بر دو قسمت بود ، سماعى بود به شرط علم و صحو ، و شرط مستمع آنست كى اسماء و صفات داند و اگر نداند اندر كفر محض افتد و سماعى بود به شرط حال ، خداوند او بايد كه از احوال بشريّت فانى گشته باشد و از آثار « 1 » حظوظ پاك بود بظهور احكام حقيقت « 2 » ] .
[ و حكايت كنند از احمد ابى الحوارى كه گفت بو سليمان دارانى را پرسيدم از سماع گفت دو از يكى دوستتر دارم « 3 » ] .
ابو على رودبارى را پرسيدند از سماع « 4 » گفت كاشكى سر بسر برستمى « 5 » .
ابو الحسين نورى را پرسيدند از صوفى گفت آن [ بود « 2 » ] كه سماع بشنود و اسباب كه دارد ببخشد « 6 » .
ابو عثمان مغربى گويد هركه سماع دعوى « 7 » كند [ و از ] آواز [ هاى ] مرغان و چريدن « 8 » دد و آواز درها « 2 » ] و باد او را سماع نيفتد ، او اندر دعوى دروغزن « 9 » بود .
هامش
( 1 ) - اصل : بآثار . مطابق متن عربى اصلاح شد .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - متن عربى : من الاثنين احب الى من الواحد . از دو كس بشنوم دوستتر دارم تا از يكى شنوم .
( 4 ) - مب : از سماع پرسيدند .
( 5 ) - مب : از آن بجستمى . اين روايت در متن عربى و « مب » بعد از روايت بو الحسين نورى است .
( 6 ) - مب : ايثار كند .
( 7 ) - اصل : دعوى اين .
( 8 ) - مب : و جريدن درها . متن عربى و صرير الباب . و غريچست در . اصل بىشبهه غلط است از مترجم يا كاتب .
( 9 ) - مب : و جستن باد سماع نكند مفتن و مدعى . متن عربى ، نسخهء بغداد : مفتر مدع .
چاپ مصر ، شرح زكريا : فقير مدع .