حارث محاسبى گويد سه چيز است كه آن را چون بيابند بدان بهره گيرند و ما آن را گم كردهايم « 1 » ، روى نيكو با صيانت و آواز خوش با ديانت و دوستى « 2 » باوفا .
ذو النّون مصرى را پرسيدند از آواز خوش گفت مخاطبات و اشارات است كه خداوند آن را وديعت نهاده است اندر مردان و زنان « 3 » .
وقتى ديگر « 4 » او را پرسيدند [ هم « 5 » ] از آواز خوش گفت واردى « 6 » بود از [ قبل ] حق [ سبحانه و ] تعالى دلها را به حضرت حق خواند هركه به حق ، سماع كند متحقّق گردد و هركه بنفس ، سماع كند زنديق گردد .
و جعفر بن نصير گويد كه جنيد « 7 » گفت بر درويشان سه وقت رحمت بارد ، بوقت سماع « 8 » كه ايشان سماع نكنند الّا از حق « 9 » و برنخيزند الّا از وجد « 10 » و [ ديگر ] بوقت طعام خوردن زيرا كه خوردن ايشان از فاقه بود « 11 » و سوم بوقت علم گفتن زيرا كه ايشان « 12 » صفت اوليا [ ياد كنند « 13 » ] .
هامش
( 1 ) - مب : بياوند از آن بهره بردارند و ما نيافتيم .
( 2 ) - مب : و برادرى نيكو .
( 3 ) - مب : مخاطبهاست و اشارتها كى حق تعالى در دل مردان و زنان پاك نهاده است .
بمتن عربى نزديكتر است .
( 4 ) - مب : و هم .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : اشخاصى .
( 7 ) - مب : حكايت كند از جنيد كى .
( 8 ) - مب : بر درويشان در وقت سماع رحمت فروآيد .
( 9 ) - مب : مگر به حق .
( 10 ) - مب : مگر بوجد .
( 11 ) - مب : ايشان نخورند الا وقت فاقه .
( 12 ) - مب : از بهر آن كى .
( 13 ) - مب : ندارد . متن عربى : فانهم لا يذكرون الا صفة الاولياء . از بهر آنك ايشان ياد نكنند مگر صفت اولياء .