[ آنجا نبود مگر پژمردگى زير موارد هيبت چنانك خداى مىگويد فلمّا حضروه قالوا انصتوا « 1 » ] .
ابو عثمان حيرى « 2 » گويد سماع به سه روى بود « 3 » ، سماع مريدان و مبتديان [ و ] ايشان احوال را استدعا كنند [ بدان « 1 » ] و برايشان از فتنه و ريا ببايد ترسيدن از آن « 4 » . ديگر « 5 » سماع صادقان بود ، بدان اندر آن احوال خويش زيادت جويند و سماع بر موافقت وقت شنوند « 6 » سديگر « 7 » سماع اهل استقامت بود از عارفان اين گروه « 8 » اختيار نبود بر خداى بر آنچه حال ، برايشان « 9 » درآيد از حركت و سكون .
[ ابو سعيد خرّاز گويد كه هركه دعوى كند كه او مغلوبست در وقت سماع و حركات كه مىكند مالك او نيست علامت او آن بود كه در آن مجلس كه او را وجد بود راحت پيدا آيد .
شيخ ابو عبد الرّحمن سلمى را اين حكايت كردند « 10 » . گفت اين كمترين درجات است در سماع و نشان درست او آن بود كه هيچكس از اهل حقيقت در آن مجلس
هامش
( 1 ) - مب : ندارد .
( 2 ) - مب : حيرگى .
( 3 ) - مب : وجه است .
( 4 ) - مب : از مرائات و فتنه ترسند .
( 5 ) - مب : و دوم .
( 6 ) - مب : اندر احوال خويش طلب كنند و آن شنوند كى موافقت ( ظ : موافق ) دل ايشان
( 7 ) - مب : و سيوم .
( 8 ) - مب : اين قوم را .
( 9 ) - مب : بدانچ بدل ايشان .
( 10 ) - متن عربى : قال الشيخ ابو عبد الرحمن فذكرت هذه الحكاية لابى عثمان المغربى فقال .
ابو عبد الرحمن گفت من اين حكايت براى ابو عثمان مغربى نقل كردم او گفت .