تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
چون پر شود هيچ ديگر را درو راه نبود همچنين چون دل به محبّت پر شود هيچ‌چيز ديگر به غير از محبوب او در او گنج نبود « 1 » . امّا آنچه اقاويل « 2 » پيران است يكى ازيشان [ مىگويد ] محبّت ميلى بود دائم بدلى از جاى برخاسته « 3 » . [ كسى ديگر گويد محبّت ايثار محبوب بود بر همه چيزها . و گفته‌اند موافقت حبيب بود بشاهد و غائب « 4 » ] . و گفته‌اند محو گشتن محبّ بود از صفات خويش و اثبات كردن محبوب را بذات او « 5 » . [ و گفته‌اند خوف ترك حرمت بود با قيام كردن [ به ] خدمت ] . بو يزيد بسطامى گويد محبّت اندك داشتن بسيار بود از خود و بسيار داشتن اندك از دوست « 6 » . سهل [ بن عبد اللّه ] گويد حبّ دست به گردن طاعت فرا كردن بود و از مخالفت جدا بودن « 7 » .
هامش
( 1 ) - مب : و معنى چنان بود كى آب در وى كنى نگاه دارد و هيچ‌چيز را نيز در وى جاى نبود دل نيز همچنين بود چون به دوستى چيزى پر بود چيزى ديگر را با وى جاى نباشد . ( 2 ) - مب : گفتهء . ( 3 ) - مب : بدلى هايم . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - مب : محبت محو محب بود بصفات وى و ايثار ( ظ : اثبات ) محبوب بود بذات . متن عربى اضافه دارد : و قيل مواطأة القلب لمرادات الرب . و گفته‌اند محبت موافقت دلست با مراد پروردگار تعالى . مب : عين جملهء عربى را آورده است . ( 6 ) - مب : اندك داشتن آن چيزى است كى از تو آيد و اگرچه بسيار بود و بسيار داشتن آنك از دوست آيد . ( 7 ) - مب : در برگرفتن طاعت و دور بودن مخالفت . جنيد را پرسيدند از محبت گفت استيلاء ذكر بود . متن عربى : و سئل الجنيد عن المحبة فقال دخول صفات المحبوب على البدل من صفات المحب اشار بهذا الى استيلاء ذكر المحبوب حتى لا يكون الغالب على قلب المحب الا ذكر صفات المحبوب و التغافل بالكلية عن صفات نفسه و الاحساس بها . جنيد را از محبت پرسيدند گفت آنست كه صفات محبوب بجاى صفات محب بدل درآيد و جايگزين آنها شود و بدين سخن اشاره مىكند به استيلا و غلبهء ذكر محبوب تا بدانجا كه جز ذكر صفات محبوب بر دل محب غلبه نكند و محب از صفات خود و احساس آنها بنحو كمال و تمام متغافل باشد . مب : ناقص است . اصل ندارد .