از چيزى و چون حالى « 1 » كه محبّ « 2 » را بود با محبوب از مخلوقان « 3 » [ آفريدگار « 4 » ] قديم سبحانه از آن [ همه « 4 » ] منزّهست .
امّا محبّت بنده خداى را حالتى بود كه از دل خويش يابد از لطف ، آن حالت در عبارت نيايد « 5 » و آن حالت او را بر تعظيم [ حق تعالى « 4 » ] دارد و اختيار كردن رضاى او و صبر ناكردن ازو و شادى نمودن به دو و بىقرارى از دون او و يافتن انس بدوام ذكر او بدل « 6 » .
و محبّت بنده حق تعالى را از روى ميل و بهره يافتن « 7 » نبود و چگونه تواند بود « 8 » و حقيقت صمديّت مقدّس است از دريافت و رسيدن به دو « 9 » و محبّ را وصف كردن « 10 » باستهلاك در محبوب اولاتر بود از آنك او را وصف كنند به بهره
هامش
( 1 ) - مب : مانند ميل يا شاد بودن به چيزى و همچنين حالتى .
( 2 ) - اصل : محبت . غلط است .
( 3 ) - مب : يا محبوب را از مخلوقات : خلاف متن عربى است .
( 4 ) - مب : ندارد .
( 5 ) - اصل : بيابد آن را از دل خويش كه عبارتى لطيف از آن حالت محبت بود . متن عربى :
تلطف عن العبارة . مترجم سهو عظيم كرده است .
( 6 ) - مب : و ايثار رضاء وى و بىصبرى از وى و آرزومندى بوى و بىقرارى از وى و يافتن انس و شادى بدوام ذكر وى بدل .
( 7 ) - مب : وى را متضمن ميلى نبود و احاطتى . متن عربى ، نسخهء بغداد : و ليست محبة العبد له سبحانه متضمّنة ميلا و لا احتظاظا : محبت بنده خداى را متضمن ميل و حظ يافتن نتواند بود كه مطابق اصل است . شرح زكريا ، چاپ مصر : و لا اختطاطا . بخاء معجمه و طاءين مهملتين . شيخ زكريا آن را بدينگونه تفسير مىكند : اى كونه فى خط يحيط به .
و بىشك نسخهء بغداد صحيح است .
( 8 ) - مب : چون تواند بودن .
( 9 ) - مب : منزهست و مقدس از ادراك و احاطت .
( 10 ) - مب : كنند .