باب چهل و ششم در توحيد
قال اللّه تعالى و الهكم إله واحد .
ابو هريره رضى اللّه عنه گويد كه رسول « 1 » صلّى اللّه عليه و سلّم گفت گفت مردى از پيشينگان هيچچيز « 2 » نكرده بود ، مگر [ آنك ] توحيد درست كرده بود پس وصيّت كرد اهل خويش را كه چون من بميرم « 3 » مرا بسوزيد و بسائيد « 4 » و نيمى از تن من بباد بردهيد ، اندر بيابان و ديگر نيمه به دريا افكنيد روزى كه باد « 5 » جهد ، چنان كردند [ كه گفته بود ] خداوند « 6 » تعالى [ و تقدّس « 7 » ] باد را
هامش
( 1 ) - مب : پيغامبر .
( 2 ) - مب : هيچ .
( 3 ) - مب : او بميرد .
( 4 ) - مب : وى را بسوزيد و بساييد . ظ : بسوزند و بسايند .
( 5 ) - مب : و روزى كى باد جهد نيمى در آب افكنيد و نيمى بباد بردهند . ظ : افكنند ، بردهند .
( 6 ) - مب : خداى .
( 7 ) - مب : ندارد .