تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله قشيريه ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
مرا بودى به زبان نبايستى گفت ، بشرح آن ، خود ابتدا كردى ، چند بار چنين افتاده بود و من بعيان ديده بودم و انديشيدمى كه اگر خداوند تعالى در وقت من رسولى فرستد تا حشمت او بر دل من بيشتر بود يا حشمت او ، اندر دل صورت نبستى كه آن ممكن بود و هرگز اندر مدّت روزگار كه با وى صحبت داشتم و پيوستگى حاصل آمد بدل من اعتراضى نيفتاده بود مرا بر وى [ تا ] از دنيا بيرون شد « 1 » . محمّد بن نضر « 2 » الحارثى گويد كه خداوند تعالى بموسى عليه السّلام وحى فرستاد كه اى موسى « 3 » بيدار باش و دوستان بسيار كن و هر دوست كه فرا تو [ رسد و با تو « 4 » ] نسازد از وى دور باش و با وى صحبت مكن كه دلت سخت « 5 » شود و دشمن تو باشد « 6 » و ذكر من بسيار كن تا مستوجب شكر « 7 » من گردى و زيادت فضل من بيابى .
هامش
( 1 ) - مب : و بسيار وقت كى بدر مدرسه شدمى بازگشتمى از حشمت وى وقتى دليرى كردمى در شدمى چون ميان مدرسه رسيدمى سستى به من درآمدى چنانك به مثل اگر كسى سوزنى فروبردى خبر نيافتمى چون بنشستمى واقعهء كى مرا بودى بىسؤال من فراگفتن آمدى و بسيار وقت به ياد دارم كى هنوز ننشسته بودمى كى شرح واقعهء من فراگفتن گرفته بودى و هرچ در دل من بودى بگفتى و چندين راه اين از وى عيان ديده‌ام و انديشه كردمى كى اگر خداى تعالى درين وقت رسولى فرستد حشمت وى بر دل من بيشتر از حشمت استاد نباشد و هرگز در آن مدت كى با وى صحبت داشتم و پيوستگى حاصل آمد بدل اعتراض نيفتاده بود بر وى تا آن‌وقت كه از دنيا بيرون شد . ( 2 ) - اصل : مب : نصر ( بصاد مهمله ) مطابق متون عربى اصلاح شد . ( 3 ) - مب : يا موسى . ( 4 ) - مب : ندارد . ( 5 ) - مب : سياه . ( 6 ) - مب : شود . ( 7 ) - مب : تا مستوحش نشوى و مستوجب ذكر من .