به عيادت تو آيد و اگر « 1 » گناهى كنى از تو توبه قبول كند « 2 » .
از استاد ابو على شنيدم [ كه ] گفت درخت خود رست [ كه كسى او را نكاشته باشد « 3 » ] برگ آرد و ليكن بار نيارد ، مريد نيز همچنين باشد چون او را استاد نبوده باشد « 4 » ازو هيچچيز نيايد .
استاد ابو على گويد اين طريقت من « 5 » از نصرآبادى گرفتم و نصرآبادى از شبلى و شبلى از جنيد و جنيد از سرى و سرى از معروف كرخى ، و معروف كرخى از داود [ طائى « 3 » ] و داود [ طائى « 3 » ] تابعين را « 6 » ديده بود .
و هم از وى شنيدم كه گفت هرگز به نزديك نصرآبادى نشدم تا غسل نكردم .
[ استاد امام رحمه اللّه گويد ] هرگز « 7 » نزديك استاد ابو على نشدم ، اندر ابتدا الّا كه روزه داشتمى « 8 » و نخست غسل كردمى « 9 » و به مدرسه شدمى چند بار ، بازگشته بودم از حشمت او ، تا يك راه كه آن حشمت برخاست و چون به ميان مدرسه رسيدمى از حشمت چنان بودمى كه كسى را دست و پاى خفته باشد ، بر خويشتن قدرت نداشتمى اگر سوزن اندر من زدندى آگاهى نداشتمى پس چون بنشستم هر واقعه كه
هامش
( 1 ) - مب : و اگر تو .
( 2 ) - مب : از بهر تو توبه كند . مطابق است با نسخهء بغداد : تاب عنك . اصل : مطابق شرح زكريا و چاپ مصر است .
( 3 ) - مب : ندارد .
( 4 ) - مب : برگ بيارد و سبز شود و لكن بر ندهد همچنين هرك او را استاد نباشد كى بوى بيرون آيد .
( 5 ) - مب : من اين طريق .
( 6 ) - مب : از تابعين بسيار .
( 7 ) - مب : و من هرگز .
( 8 ) - مب : داشتم .
( 9 ) - مب : كردم .