و گفتهاند فتوّت آن بود كه [ خويش را ] بر كسى فضيلتى نبينى .
ابو بكر ورّاق گويد جوانمرد آن بود كه او را خصمى نباشد بر كسى .
[ محمّد بن على الترمذى گويد كه فتوّت آن بود كه خصم باشى از خداى عزّ و جلّ بر خويشتن « 1 » ] .
استاد ابو على دقّاق گويد رحمه اللّه كمال اين خلق رسول راست صلّى اللّه عليه و سلّم كه روز قيامت همگنان گويند نفسى نفسى و رسول صلّى اللّه عليه و سلّم « 2 » گويد امّتى امّتى .
از نصرآبادى حكايت كنند « 3 » گفت اصحاب الكهف را جوانمردان خواند ، از آنكه ايمان آوردند به خداى عزّ و جلّ بىواسطه .
و گفتهاند جوانمرد آن بود كه بت « 4 » بشكند چنانك در قصّهء ابراهيم عليه السّلام « 5 » مىآيد . سمعنا فتى يذكرهم يقال له ابراهيم و بت هركس نفس اوست هركه هواى خويشتن را مخالفت كند او جوانمرد به حقيقت بود .
حارث محاسبى گويد جوانمردى آن بود كه داد بدهد و داد نخواهد .
عمرو بن عثمان المكّى گويد جوانمردى خوى نيكوست « 6 » .
هامش
( 1 ) - اصل : ندارد . مب : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : از استاد ابو على شنيدم كه گفت نيكوى خوى تمام نبود الا رسول عليه السلام كى همه كس در قيامت گويد نفسى نفسى مگر مصطفى كه . موضع اين روايت در متن عربى و ( مب ) قبل از گفتهء جنيد و بعد از روايت زيد بن ثابت است .
( 3 ) - مب : از استاد ابو على دقاق شنيدم كه حكايت كرد از نصرآبادى كى . مطابق متن عربى است .
( 4 ) - مب : صنم .
( 5 ) - مب : چنانك خداى تعالى در قصهء ابراهيم گفت .
( 6 ) - مب : فتوت نيكوخويى است .