جنيد را پرسيدند از جوانمردى « 1 » گفت آنست كه با درويشان تفاخر نكنى و با توانگران معارضه نكنى .
[ نصرابادى گويد مروّت شاخى است از فتوّت و آن برگشتن است از هر دو عالم و هرچه دروست و ننگ داشتن از آن هر دو .
محمد بن على التّرمذى گويد جوانمردى آنست كه راه گذرى و مقيم ، نزديك تو هر دو يكى باشد « 2 » ] .
عبد اللّه بن احمد بن حنبل گويد كه از پدر پرسيدم « 3 » از جوانمردى گفت دست به داشتن [ از ] آنچه دوست دارى از بهر آنكه ازو ترسى .
كسى ديگر را پرسيدند از جوانمردى گفت آنكه تميز نكنى بطعام خويش كه كافرى خورد يا وليّى « 4 » .
جنيد گويد رنج بازداشتن است و آنچه دارى بذل كردن « 5 » .
سهل بن عبد اللّه گويد فتوّت متابعت سنّت بود « 6 » .
و گفتهاند فتوّت آنست كه چون سائلى به ديدار آيد [ ازو ] بنگريزى .
هامش
( 1 ) - مب : فتوت .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : كى از پدرم شنيدم از جوانمردى . متن عربى : سئل ابى ما الفتوة . از پدرم پرسيدند كه فتوت چيست .
( 4 ) - مب : كى طعام بكافر دهى يا ولى .
( 5 ) - مب : اضافه دارد : و از بعضى علما شنيدم كى گفت گبرى ميزبانى خواست از ابراهيم عليه السلام گفت به شرط آن كى مسلمان شوى گبر برفت حق تعالى با ابراهيم عليه السلام وحى فرستاد كى پنجاه سالست كه ما او را طعام مىدهيم با كفر وى اگر تو او را طعام دادى بىتبديل دين چه بودى . مطابق متن عربى است .
( 6 ) - مب : اتباع سنت است ، و گفتهاند وفا و حفاظ است . اصل : ندارد .