كند ، گفت « 1 » يا رب او را ازيشان كن ، يكى ديگر برخاست گفت مرا نيز دعا كن همچنين ، پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم گفت عكاشه بر تو سبقت كرد « 2 » .
ابو على رودبارى گويد عمرو بن سنان را « 3 » گفتم مرا حكايت كن از سهل بن عبد اللّه گفت سهل گفت نشان توكّل سه چيزست ، آنك سؤال نكند و چون پديدار آيد باز نزند و چون فراگيرد ذخيره نكند « 4 » .
ابو موسى ديبلى « 5 » گويد ابو يزيد را از توكّل پرسيدند مرا گفت تو چه گوئى گفتم اصحاب ما گويند اگر بر دست چپ و راست تو شير و اژدها باشد بايد كه اندر سرّ تو هيچ حركت نباشد « 6 » . بايزيد گفت اين غريب است « 7 » [ و لكن ] اگر اهل بهشت اندر نعمت بهشت مىنازند و اهل دوزخ اندر دوزخ همىگدازند و تو تميز كنى بر دل بر ايشان « 8 » از جمله متوكّلان نباشى .
سهل بن عبد اللّه گويد اوّل مقام اندر توكّل آنست كه پيش قدرت چنان باشى « 9 »
هامش
( 1 ) - مب : رسول عليه السلام دعا كرد و گفت . اصل : مطابق متن عربى است .
( 2 ) - مب : سيد عليه السلام گفت عكاشه بر تو سبق برد .
( 3 ) - مب : عمر سقا ، اصل : عمر بن سنان . مطابق متن عربى و شرح زكريا اصلاح شد .
( 4 ) - مب : ما را حكايتى برگو از سهل بن عبد اللّه گفت ازو شنودم كه گفت علامت متوكل سه چيزست سؤال نكند و رد نكند و حبس نكند .
( 5 ) - مب : بو موسى اردبيلى . اصل : درست است .
( 6 ) - مب : اگر بر راست و چپ تو شيران و ماران باشند نبايد كه ترا در سر هيچ حركت پديد آيد .
( 7 ) - مب : اين سهل است . متن عربى : هذا قريب .
( 8 ) - مب : و تو تميز نكنى ميان ايشان از جملهء متوكلان نباشى . ( ظ : باشى ) متن عربى :
ثم وقع لك تمييز عليها خرجت من جملة التوكل . آنگاه ميان آن دو جدايى و تفاوتى بينى از توكل بيرون آمده باشى .
( 9 ) - مب : كه بنده پيش خداوند چنان باشد .