باب بيستم اندر توكّل
قال اللّه تعالى . و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه .
و ديگر جاى گفت و على اللّه فتوكّلوا ان كنتم مؤمنين .
عبد اللّه بن مسعود رضى اللّه عنه گويد كه پيغمبر گفت صلّى اللّه عليه و سلّم همه امّتان را به من نمودند بموسم ، [ امّت ] خويش را ديدم كوه و بيابان همه پر آمده از ايشان ، عجب بماندم اندر بسيارى ايشان و هيئت « 1 » ايشان ، مرا گفت خشنود شدى گفتم شدم ، گفتند بازين همه هفتاد هزار ديگراند كه اندر بهشت شوند بىشمار ، [ و ايشان آنها باشند كه ] داغ نكنند و فال نگيرند و افسون نكنند « 2 » ، و بر خداى تعالى توكّل كنند .
عكّاشه برخاست و گفت يا رسول اللّه دعا كن تا خداى مرا از جملهء ايشان
هامش
( 1 ) - اصل : صفت .
( 2 ) - مب : كه داغ و افسون و دزدى نكنند . مترجم كلمهء « لا يسترقون » را كه مأخوذ از رقى بمعنى افسون است « لا يسترقون » فعل مضارع از باب افتعال و مأخوذ از « سرقت » خوانده و گرفته است .