اعرابيى را ديدم ، مىرفت ، مرا گفت يا ابراهيم توكّل با ماست نزديك ما بباش تا توكّل تو درست آيد ، ندانى كه اميد تو بدانست كه در شهر شوى كه اندر وى طعام بود و ترا بدان قوّت بود و بدان بتوانى رفت ، طمع از شهرها ببر و توكّل كن .
ابن عطا را پرسيدند از توكّل گفت آن بود كه از طلب سببها بازايستى با سختى فاقه ، و از حقيقت سكون بنيفتى با حقّ ايستادن بر آن « 1 » ] .
و ابو نصر سرّاج « 2 » گويد شرط توكل [ آن بود كه بو تراب نخشبى كردست و آن ] آنست كه خويشتن را اندر درياى عبوديّت افكنى و دل با خداى بسته دارى و با كفايت آرام گيرى اگر دهد شكر كنى و اگر بازگيرد صبر كنى .
ذو النّون مصرى گويد « 3 » توكّل دست به داشتن است از تدبير نفس [ و از حيلت و قوّت خويش بيرون آمدن ] و توانائى بنده بر توكّل آنگاه بود كه داند كه حق سبحانه و تعالى آنچه بر وى مىرود مىداند و مىبيند « 4 » .
كتّانى گويد از بو جعفر فرخى « 5 » شنيدم كه گفت مردى را ديدم از عيّاران ، وى را تازيانه همىزدند ، گفتم وى را ، كدام وقت آسانتر بود الم زخم بر شما ، گفت آنگاه كه آنكس كه از بهر او مىزنند مىنگرد .
هامش
( 1 ) - متن عربى : و لا تزول عن حقيقة السكون الى الحق مع وقوفك عليها . و از حقيقت آرامش دل به خداى بازنيفتى اگرچه بر اسباب اعتماد كرده باشى . آنچه ميان [ ] قرار دارد در « مب » نيست .
( 2 ) - مب : ابو نصر طوسى .
( 3 ) - متن عربى : و كما قال ذو النون . و چنان كه ذو النون گفت . و بنابراين گفتهء ذو النون جزو روايت و مستند ابو نصر سراج طوسى است نه روايت جداگانه چنان كه در « اصل » و « مب » مىبينيم .
( 4 ) - مب : و بنده بر توكل آنگه قوى آيد كه داند كه حق سبحانه و تعالى مىداند و مىبيند آنچه وى در آنست .
( 5 ) - مب : كرخى ، متن عربى : ابا جعفر بن الفرج ، شرح زكريا : ابا جعفر ابن ابى الفرج .